مردان اعراف

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
پیامبر رحمت(ص):
هر كه امام حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحار

عکس و تصویر روز اول با همان خاکی که قنبر ساختند از من و تو سمت باب القبله ...

nnnn

تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1396 | 07:26 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

روزى حسین گریه كنان خدمت مادرش فاطمه آمد و عرض كرد: جدم پیامبر از من سیر شده از بس كه به خدمتش رفته ام، حضرت فاطمه (علیهاالسلام ) فرمود: مادرت فدایت شود مگر چه شده ؟
عرض كرد: امروز صبح برادرم حسن را به زانوى راست خود نشانید و دهان او را بوسید و مرا به زانوى چپ نشانید و از دهان من اعراض كرد زیر گلوى مرا بوسید، اى مادر بیا دهان مرا بو كن ببین بوى بدى مى دهد كه جدم دهان مرا نبوسیده .
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: نه اى فرزندم جدت از تو ملالت پیدا نمى كند به خدا قسم بسیار شنیده ام كه جدت مى فرمود: حسین از من است و من از حسین مى باشم تو در گهواره گریه مى كردى پدرم وارد خانه شد فرمود: اى فاطمه، حسین را ساكت كن آیا نمى دانى گریه او مرا اذیت مى كند مكرر جدت مى فرمود: ((اللهم انى احبّه و احب من یحبه )) خدایا من حسین را دوست مى دارم و دوست مى دارم كسیكه حسین را دوست دارد.
حضرت فاطمه (علیهاالسلام ): دست حسین (ع ) را گرفت و حضور پیامبر(ص ) آورد و عرضكرد: بابا آیا شما نمى فرمودى حسین ریحانه من است ، آیا نفرمودى حسین زینت زمین و آسمان است ، آیا نفرمودى بوى بهشت را از حسین مى شنوم؟
فرمود: بلى . عرضكرد: حسین از این رنجیده كه چرا دهان او را نبوسیده اى مثل آنكه دهان برادرش را بوسیده اى فرمود در این مطلب سرّى است كه مى ترسم دلت بشكند و طاقت نیاورى ، عرض كرد شما را به حق خدا سرّش ‍ را بفرما.
فرمود: اینك جبرئیل به من خبر داد كه به حسن زهر مى خورانند و من محل زهر خوردن او را بوسیدم و حسین را با تیغ جفا نحر مى كنند، پس ‍ جاى نحر او را بوئیدم . همینكه حضرت فاطمه (علیهاالسلام ) این قضیه را شنید بلند بلند گریه كرد و به صورت خود لطمه زد و خاك به سر كرد، فاطمه فرمود: حسین را كجا مى كشند؟ فرمود: در زمینى كه آنجا را كربلا مى گویند، عرضكرد: به چه سبب او را شهید مى كنند؟ فرمود: اهل كوفه نامه هایى براى او مى نویسند كه تو از جانب خدا و پیامبر خلیفه مى باشى به سوى ما بیا، همینكه مى رود او را با لب تشنه شهید مى كنند.
هر چه صدا مى زند آیا كسى هست ما را یارى كند كسى جوابش نمى دهد عاقبت او را مثل گوسفند ذبح مى كنند، برادران و فرزندان او را شهید مى كنند، سرهاى آنها را بالاى نیزه مى كنند، فاطمه فریاد برآورد پس تمام مردم به گریه درآمدند جبرئیل نازل شد یا محمد خدا به تو سلام مى رساند و مى فرماید فاطمه را ساكت كن كه ملائكه آسمانها را به گریه درآورد و مى فرماید و به عزت و جلالم قسم كه شیعیانى براى او خلق مى كنم كه مالها و جانهاى خود را در راه عزا و زیارت او انفاق كنند، آگاه باش كه هر كس او را بعد از شهادتش زیارت كند به هر قدمى كه برمى دارد ثواب یك حج مقبول برایش نوشته مى شود و هر كس برایش گریه كند ملائكه اشكهاى او را در شیشه هاى بلور ضبط مى كنند و روز قیامت كه مى شود و آتش جهنم شعله مى كشد به او مى گویند: اى دوست خدا بگیر این اشكى است كه در مصیبت مولایت حسین ریخته اى و از آتش آزاد شدى ، پس یك قطره از آن اشكها را به آتش جهنم مى زنند آتش جهنم پانصد سال راه از آن بنده دور مى شود.
پیامبر خدا(ص ) به حضرت فاطمه علیهاالسلام  این بشارتها را داد فاطمه سجده شكر به جاى آورد حسین عرضكرد یا جداه جزاى آنها در نزد شما چیست ؟ فرمود: من آنها را در نزد خدا شفاعت مى كنم رو به پدر بزرگوارش ‍ كرد و فرمود: شما چه مى كنى ؟ فرمود: من هم آنها را از آب كوثر سیراب مى كنم ، از برادرش امام حسن 7 پرسید شما چه مى كنى ؟ فرمود: من داخل بهشت نمى شوم مگر با آنها داخل شوم .
حضرت فاطمه علیهاالسلام هم فرمود: به عزت پروردگارم قسم و به حق پدر و شوهرم من جلوى در بهشت با چشم گریان مى ایستم تا خداوند مرا شفیع آنها كند.
حضرت سیدالشهداء هم فرمود: به حق جد و پدرم قسم من هم از خدا سؤ ال مى كنم كه قصرهاى آنها در بهشت مقابل قصر خودم باشد.(ثمرات الحیواة)



تاریخ : شنبه 1 مهر 1396 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات


قال الله تعالی: 

وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْفَقَ مِنْ مَالِهِ فِی مَحَبَّةِ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّهِ طَعَاماً وَ غَیْرِ ذَلِكَ دِرْهَماً أَوْ 

دِینَاراً إِلَّا وَ بَارَكْتُ لَهُ فِـی دَارِ الدُّنْیَا الدِّرْهَمَ بِسَبْعِیـنَ وَ كَانَ مُعَـافاً فِی الْجَنَّـةِ وَ 

غَفَرْتُ لَهُ ذُنُوبَهُ. (مستدرک الوسائل)

 

حدیث قدسى:

بنده ای نیست که از مالش طعامی و یا درهم و دیناری در راه محبت فرزند دختر 


پیامبـر علیه السلام انفاق کند، مگـر آنکه در این دنیا آن درهم را هفتاد برابر برکت


دهم و در بهشت در عافیت بوده و گناهانش را می بخشم.
















تاریخ : شنبه 1 مهر 1396 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

لما اخبر النَبی(صلی الله علیه و آله) ابنته فاطمه بقتل ولدها الحسین و ما یجری علیه من المحن بکت فاطمه بکاءً شدیداً و قالت: یا ابه، متـی یکون ذلک؟ قال: فی زمان خال منی و منک و من علی. فاشتدّ بکائها و قالت: یا ابه فمن یبکی علیه و من یلتزم باقامة العزاءِ له؟

فقال النبی: یافاطمه، ان النساء امتی یبکین علی نساء اهل بیتی، و رجالهم یبکون علی رجال اهل بیتی، و یجددون العزاء جیلاً بعد جیل فی کل سنة، فاذا کان یوم القیامة تشفعین انت للنساء و انا اشفع للرجال و کلْ من بکی منهم علی مصاب الحسین اخذنا بیده و ادخلناه الجنة.یا فا طمه، کل عین باکیة یوم القیامة، الا عین بکت علی مصائب الحسین فاّنها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة. (بحار الانوار)
چون رسول خدا صلـی الله علیه و آله خبر داد فاطمه سلام الله علیهـا را از شهادت حسین علیه السلام و مصائبی که بر او وارد می‌شود، فاطمه سلام الله علیها سخت گریست و عرض کرد: ای پدر، این حادثه کی واقع می شود؟ 
فـرمود: وقتی که نه من باشم و نه تو و نه علی. فاطمه بر شدت گریه بیفزود و بیشتر گریست و عرض کرد: ای پدر: پس چه کسی برای فرزندم گریه می‌کند و مجلس عزا و مصیبت او را برپا می‌کند؟
رسول خدا فرمود: ای فاطمه زنان امت من می‌گریند بر زن های اهل بیت من و مردان امت من می‌گریند بر مردان اهل بیت من و عـزای فرزند مرا هر سال طایفه ای بعد از طایفه ای تازه می‌کنند. پس چون روز قیـامت شـود تو شفـاعت زنان را می‌کنی و من شفیع می‌شوم مردان را، و هر کس بر حسین گریسته دست او را می‌گیریم و در بهشت در می‌آوریم. ای فاطمه همه چشم ها در قیامت گریان است مگر چشمی که بر حسین گریسته باشد. او خندان و شادمان به نعیم بهشت خواهد بود.



تاریخ : جمعه 31 شهریور 1396 | 03:01 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

السلام على الثغر المقروع بالقضیب
سلام بر لبى كه با نى زده شد

Image result for ‫یا حسین محرم‬‎

فرازی از فرمایشات مولایمان حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زیارت ناحیه مقدسه:
.... و لئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور لانّدبنّك صباحاً و مساءً و لأبكیّن لك [علیك] بدل الدموع دماً؛ 
... اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و مقدّرات از یارى و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آینه من صبح و شام بر تو ندبه مى‌كنم و به جاى قطرات اشك برتو خون مى‌گریم.

Image result for ‫یا حسین محرم‬‎



Image result for ‫یا حسین محرم‬‎



تاریخ : جمعه 31 شهریور 1396 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

واقعه مباهله در روز ۲۴ ذی‌الحجه، سال نهم هجری، روی داد و قرآن در آیه ۶۱ سوره آل عمران به آن اشاره کرده است..

پیامبر اسلام(ص) هم‎ زمان با مکاتبه با سران حکومت‌های جهان و مراکز مذهبی، نامه‌ای به اسقف نجران نوشت و در آن نامه از ساکنان نجران خواست که اسلام را بپذیرند. مسیحیان تصمیم گرفتند که گروهی را به نمایندگی از خود به مدینه بفرستند تا با پیامبر سخن بگویند و سخنان او را بررسی کنند. هیأت نجران که شامل بیش از ده نفر از بزرگان آنان بود، به ریاست و سرپرستی سه نفر به نامهای عاقب، سید و ابو حارثه به مدینه آمدند. هیأت نمایندگان در مسجد مدینه با پیامبر اسلام گفتگو کردند. پس از اصرار دو طرف بر حقانیت عقاید خود، تصمیم بر این شد که مسئله از راه مباهله خاتمه یابد، از این رو قرار شد که فردای آن روز، همگی خارج از شهر مدینه، در دامنۀ صحرا برای مباهله آماده شوند.


Image result for ‫مباهله‬‎


بامداد روز مباهله، حضرت رسول(ص) به خانه حضرت امیرالمؤمنین(ع) آمد. دست امام حسن(ع) را گرفته و امام حسین(ع) را در آغوش گرفت، و به همراه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) برای مباهله، از مدینه بیرون آمد. چون نصارا آنان را دیدند، ابو حارثه پرسید که این‌ها کیستند که با او همراهند؟ پاسخ شنید: آن که پیش روی اوست، پسر عموی او و شوهر دخترش و محبوب‌ترین خلق نزد اوست؛ آن دو طفل، فرزندان اویند از دخترش؛ و آن زن، فاطمه دختر اوست که عزیزترین خلق، نزد اوست. پیامبر(ص) برای مباهله، به دو زانو نشست. سید و عاقب، پسران خود را برای مباهله برداشتند. ابوحارثه گفت: به خدا سوگند چنان نشسته است که پیغمبران برای مباهله می‌نشستند، و سپس برگشت. سید گفت: کجا می‌روی؟ گفت: اگر محمد بر حق نبود چنین بر مباهله جرأت نمی‌کرد و اگر با ما مباهله کند پیش از آنکه سال بر ما بگذرد، یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.

در روایتی دیگر آمده است که وی گفت: من صورت‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهی را از جای خود بركَنَد، هر آینه کنده خواهد شد. پس مباهله مکنید که هلاک می‌شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.


فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل‌لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَی الْكَاذِبِینَ ﴿۶۱﴾
بنابراین، پس از فرارسیدن علم [وحی] به تو، هر کس درباره او [حضرت عیسی(ع)]، با تو به چالش برخیزد، به او بگو: بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان، و جان‌هایمان و جان‌هایتان را فراخوانیم، آنگاه (به درگاه خداوند) زاری [تضرّع] کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم.





تاریخ : جمعه 24 شهریور 1396 | 07:46 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

وقتی بطری پُر از آب است و می‌خواهی خالی اش کنی، خَمش می‌کنی، هرچه بیشتر خم کنی خالی تر می شه، اگر کاملا رو به زمین گرفته بشه ، سریع تر خالی می شه.

دل آدم هم همین طوره ، گاهی وقت‌ها پر می‌شه از غم و غصه، آن هم به خاطر حرف‌های دیگران؛ طعنه‌های دیگران ...

خداوند در قرآن می فرماید: هرگاه دلت پر شد از غم و غصه‌ها؛ خم شو و به خاک بیفت.

"وَكُن مِّنَ السَّاجِدِین" سجده کن؛ ذکر خدا بگو، این موجب می‌شود سبک بشی.

این نسخه‌ای است که خداوند برای پیامبرش پیچیده است: «وَلَقَدْ نَعْلَمُ ...» ما قطعا می‌دانیم و اطلاع داریم، دلت می‌گیرد، به خاطر حرف‌هایی که می‌زنند؛ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِینَ؛ سر به سجده بگذار و خدا را تسبیح کن. (حجر/۹۸)


تاریخ : پنجشنبه 23 شهریور 1396 | 07:15 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
بای ذنب قتلت ....
آیا تصویر دردناک کودک مسلمان میانماری را که سینه مادر کشته شده اش را به دهان گرفته بود، دیده ای؟!! من که دلم نیومد اون عکس رو توی وبم بگذارم. آیا می دانی چرا دنیا در سکوت خبری از کنارش گذشت؟ بله ، چون قاتلان و مسببین این جنایات، مورد حمایت غرب هستند!!!!!

Image result for ‫فجایع میانمار‬‎

حواست هست ؟ جرم اینها اینه که فقط مسلمانند.... 

Image result for ‫فجایع میانمار‬‎

تجاوز می کنند، مثله می کنند ، می سوزانند و ....

Image result for ‫فجایع میانمار‬‎


Related image

کدوم غرب؟ همون غربی که بعضی ها اعتقاد دارند فقط مشکلات ما بدست اونها حل میشه!!!! آدمهایی که اینگونه فکر می کنند، اگه ریگی در کفششان نباشه ، حداقل می توان گفت که احمقند. . زهی خیال باطل که غرب و امریکای جنایتکار به فکر ما باشند....

مطلب دیگه: توقعی بیشتر از غرب و اروپا و امریکای جنایت پیشه و سکوتشان نداریم !!! 
حواست به چند نفر از خانم های ایرانی هست که چندی پیش کمپین حمایت از ...........
راه انداخته بودند، بله حمایت از حیوانات، سگ و گربه و ...، معلوم نیست اینها دیگه چرا 
ساکت هستند؟ چرا کمپین حمایتی راه نمی اندازند؟چرا لال شدن و سکوت که چه عرض 
کنم، خفه خون گرفتن؟ چرا شیک و راحت از کنار این همه جنایت به راحتی میگذرند؟!!!! 
    

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1396 | 06:06 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ
آیت الله مجتهدی: یک روز در ایام تحصیل در نجف اشرف، پس از اقامه نماز پشت سر آیت‌الله مدنی، دیدم که ایشان شدیدا دارند گریه میکنند و شانه هایشان از شدت گریه تکان میخورد؛ رفتم پیش آیت الله مدنی و گفتم: ببخشید اتفاقی افتاده که این طور شما به گریه افتادید؟ 
ایشان فرمودند: یک لحظه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدم که پشت سر من اشاره نموده و فرمودند:
آقای مدنی نگاه کن! شیعیان من بعد از نماز، سریع میروند دنبال کار خودشان و هیچ کدام برای فرج من دعا نمیکنند، انگار نه انگار که امام زمانشان غایب است!
و من از گلایه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به گریه افتادم.


تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1396 | 03:57 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

میلاد باب الحوائج حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام مبارک.
 

تصاویر متحرک و گیف های ولادت امام موسی کاظم


ابونصر بشر بن الحارث معروف به «بُشر حافی» از اولاد روساء و درباریان بود، اغلب به لهو و لعب و بی‏عاری و کارهای قبیح اشتغال داشت، چنان که رسم اینگونه اشخاص است. روزی امام کاظم علیه السلام در بغداد از خانه او عبور می‏ کرد ، صدای ساز و آواز و ملاهی شنید، در این بین کنیزی از خانه بُشر بیرون آمد تا خاکروبه را بیرون ریزد.

امام علیه السلام به او فرمودند: صاحب این خانه آزاد است یا عبد؟ گفت: آزاد است. امام علیه السلام فرمودند: راست گفتی، اگر عبد بود از مولایش می‏ ترسید. کنیز به خانه برگشت ، بُشر که بر سفره شراب نشسته بود، گفت: چرا تأخیر کردی؟! گفت:با مردی سخن می ‏گفتم که چنین گفت. بشر که معنی کلام را فهمید پا برهنه در عقب امام علیه السلام دوید، تا خود را به امام علیه السلام رسانید و بدست آن حضرت توبه کرد و اعتذار نمود و گریست. (الکنی و الالقاب – حافی). او بالاخره از زهاد عصر خود گردید، مواعظ بسیاری از او در کتب اخلاق نقل شده است. گویند: بعد از آن دیگر کفش نپوشید و پیوسته پا برهنه بود که لقب حافی (پا برهنه) یافت. لفظ بشر بضم اول بر وزن «عُذر» است.




تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1396 | 08:50 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
تعداد کل صفحات : 50 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.