مردان اعراف - مطالب فروردین 1395

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب فروردین 1395 ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
نی نی شكلك

قدوم ابن الرضا ، حضرت امام محمد تقی ، جواد الائمه علیه السلام مبـارک.


کارت پستال ولادت امام محمد تقی (ع) سال ۹۵

نام آن حضرت محمد و کنیه ایشان ابو جعفر و مشهور ترین القاب آن حضرت تقی و جواد 
است. پدر بزرگوارشان امام رضا(ع) و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است که حضرت
رضا(ع) نام ایشان را "خیـزران" نهادند. حضرت رضا(ع) آن حضرت را با کنیه یاد می کردند
و می فرمودند: "أبوجعفر به من نامه نوشته است" و نامه هایی که از آن حضرت می رسید 
در نهایت جلالت و زیبایی بود و هنگامیکه امام(ع) می خواستند نامه برای امام جـواد(ع)
بنویسند آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند.
یک روز در ایام کودکی حضرت جواد(ع)، ایشان را نزد پدر بزرگوارش امام رضـا(ع) آوردند، 
آنحضرت فرمودند: "این مولودی است که برای شیعه مبارکتر از او بدنیا نیامده است"، چرا 
که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا(ع) گذشته بود و آن حضـرت هنوز اولادی 
نداشتند و برخی از شیعیان در امر امامت نگران بودند، هنگامیکه خداوند جواد الأئمه(ع)
را به امام رضا(ع) دادند، نگرانی و شک و تردید مردم بر طرف شد.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

میلاد فرزند و سرباز شش ماهه اباعبدالله ، باب الحوائج حضرت علی اصغر علیه السلام مبارک.

حضرت علی اصغر (ع)


تاریخ : دوشنبه 30 فروردین 1395 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
حسد و مفاسد آن

حسد

قال امیرالمومنین علی علیه السلام: 

الْحَسُـــودُ لَا یَسُـــودُ.

حسد عبارت است از: تمنای زوال نعمتی از برادر مسلم خود، از نعمتهائی که صلاح او باشد. و اگر تمنای زوال نعمت از او نکند، بلکه مثل آن را از برای خود خواهد، آن را «غبطه» و «منافسه» خوانند و اگر زوال چیزی را از کسی خواهد که صلاح او نباشد آن را غیرت گویند. معیار در حسد، آن است که: آنچه را از برای خود نخواهی از برای او خواهی. وآنچه را از برای خود خواهی، از برای او نخواهی. دیگر این که: حسد، اَشَّدِ امراض نفسانیه و دشوارترین همه و بدترین رذایل و خبیث ترین آنهاست.

حسد ، صاحب خود را به عذاب دنیا گرفتار و به عقاب عقبی مبتلا می سازد، زیرا که: حسود در دنیا لحظه ای از حزن و الم و غصه و غم خالی نیست. چون او هر نعمتی که از کسی ببیند متالم می شود. و چون نعمت خدا نسبت به بندگان خود بی نهایت است، و هرگز منقطع نمی شود پس حسود بیچاره ، پیوسته محزون و غمناک است. از حسادت حسود اصلاً به محسود ضرری نمی رسد، بلکه ثواب و حسنات شخص حسود زیاد می شود و درجات شخصی که مورد حسادت واقع شده، بلند می گردد و به جهت غیبتی که حسود از او می کند و سخنی که نباید بگوید ، در حق او می گوید، وزر و وبال محسود را بر دوش خود می گیرد و اعمال صالحه خود را به دیوان اعمال او نقل می نماید. و با وجود همه اینها چنانچه حسود به دقت تامل کند، می فهمد که: اودر مقام عناد و ضدیت با رب الارباب است، زیرا که: هر که را نعمتی و کمالی است از رشحات فیض واجب الوجود، و مقتضای حکمت شامله، و مصلحت کامله او است. پس مشیت و اراده او چنین اقتضا فرموده که: آن نعمت از برای آن بنده حاصل باشد ، ولی این حسود مسکین، زوال آن را می خواهد. و این نیست مگر نقیض مقدرات الهی را خواستن. و اراده خلاف مراد خدا را کردن، بلکه حسود، طالب نقص است بر خداوند - سبحانه - . یا خدا را - العیاذ بالله - جاهل می داند، زیرا که: اگر آن محسود را قابل و لایق آن نعمت می داند و با وجود این، زوال آن را از خدا می طلبد، این نقص بر خداست، که کسی را که سزاوار نعمتی باشد منع نماید. و اگر او را لایق نمی داند، پس خود را داناتر از خدا می داند به مصالح و مفاسد. و این هر دو کفر است. و چون شکی نیست که: آنچه خدا می کند محض خیر و مصلحت، و خالی از جمیع شرور و مفاسد است ، پس حاسد فی الحقیقه دشمن خیر، و طالب شر و فساد است، لذا او شریر و مفسد است و از این ها معلوم می شود سِرِّ آنچه مذکور شد، که: حسد، بدترین رذایل، و حاسد، شریرترین مردمان است. و چه خباثت از این بالاتر که: کسی متالم باشد از راحت بنده ای از بندگان خدا، که هیچ ضرری به او نداشته باشد. و از این جهت آیات و اخبار بی نهایت در مذمت این صفت وارد شده است. چنان که خدای - تعالی - درمذمت قومی می فرماید:

ام یحسدون الناس علی ما آتیهم الله من فضله. (سوره نساء) «آیا حسد می کنند مردمان را بر آنچه خدای تعالی از فضل خود بر ایشان عطا فرموده؟

از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله مروی است که: «حسد، می خورد اعمال حسنه را، همچنان که آتش هیزم را می خورد» 

و از آن حضرت روایت شده که: «پروردگار عالم به موسی بن عمران علیه السلام وحی فرمود که: حسد مبر به مردم بر آنچه از فضل من به ایشان رسیده است. و چشمهای خود را بر آن مینداز و دل خود را همراه او مکن. به درستی که کسی که حسد دارد، خشمناک بر نعمتهای من است و برابری می کند قسمت هائی را که من میان بندگان خود تقسیم کرده ام. و هر که چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست». (کافی)



تاریخ : شنبه 28 فروردین 1395 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
امام صادق علیه السلام فرمودند
روزی امام علی علیه السلام در جمع یارانش نشسته بود که مردی آمد و گفت:« ای امیرالمؤمنین، من با غلامم عمل ناشایستی انجام داده‌ام؛ گناه مرا پاک کن.» امام به او فرمود:« به خانه‌ات برگرد. شاید عقلت را از دست داده‌ای و هذیان می‌گویی.» مرد رفت ولی فردا برگشت و سخنش را تکرار کرد. 
امام نیز همان پاسخ دیروز را داد؛ تا اینکه پس از چهار بار اعتراف، به او فرمود:«رسول خدا صلی الله علیه و آله برای کار تو سه نوع کیفر مشخص کرده است؛ یکی ضربه با شمشیر، دوم پرتاب از بالای کوه با دست و پای بسته، سوم سوزاندن با آتش. هر کدام را که خواهی انتخاب کن.» 
مرد پرسید:« کدام‌یک سخت تر است؟» 
امام فرمودند:« سوختن با آتش.» 
او نیز پذیرفت، برخاست دو رکعت نماز خواند و در حال تشهد چنین گفت:« بار خدایا! می‌دانی من چه گناهی مرتکب شده‌ام و به خاطر ترس از عذاب آخرت، نزد وصی پیامبر و پسر عموی او آمده‌ام و از او خواسته‌ام مرا پاک کند؛ او مرا میان سه کار مخیر ساخت، من نیز شدیدترین مجازات را برگزیدم. بار خدایا! از تو می‌خواهم که آن‌را کفاره گناهانم قرار دهی و در آخرت مرا با آتش دوزخت نسوزانی.» آنگاه گریان برخاست، کنار گودال آتش نشست و به آتش شعله ور خیره شد. امام 
و یارانش همگی گریستند.
آنگاه امام علیه السلام فرمودند: برخیز که فرشتگان زمین و آسمان را گریاندی. خداوند توبه‌ات را پذیرفت. دیگر هرگز چنین گناهی مرتکب مشو. (بحارالانوار)

تاریخ : جمعه 27 فروردین 1395 | 08:55 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


علماى اخلاق براى توبه و توبه کاران درجات و مراتبی ذکر کرده اند. از یک منظر ، 

توبه کاران را مى توان به چهار گروه تقسیم کرد:

گروه اوّل : کسانى هستند که از گناهان خویش توبه مى کنند ولى بعد از مدّتى توبه

را مى شکنند و به گناه باز مى گردند بى آن که تأسّف و ندامتى از کار خویش داشته

باشند، اینها در واقع در مرحله نفس امّاره قـرار دارند و عاقبت و سـرانجام آنها کاملاً 

مبهم و پر مخاطره است، چرا که ممکن است یکى از مراحل توبه و بازگشت بسوى

خدا مقارن با پایان عمر آنها باشد و به اصطلاح عاقبت آنها به خیر شود،ولى اى بسا

پایان عمـر آنها با یکى از زمان هاى توبه شکنى همـراه گردد، و پایانى اسف انگیز و 

عاقبتى دردناک داشته باشند، و به اصطلاح «عاقبت به شرّ» از دنیا بروند.

گروه دوم : کسانى هستند که از گناهان خود توبه نموده و راه طاعت و بندگى حـق 

را ادامه مى دهند، ولى گاه شهوات در مورد بعضى از گناهان بر آنها غالب مىشود و 

توبه را مى شکنند، چون هنوز توان کافى در برابر شهوات پیدا نکرده اند; ولى با این 

حال از توبه شکنى نادم و پشیمانند و پیوسته به خود مى گویند: .. اى کاش چنین 

گناهى را نکرده بودیم، و ان شاءاللّه بزودى توبه خواهیم کرد. این گونه افراد هم در 

واقع در مرحله نفس امّاره اند ولى امید نجاتشان زیادتر است.

گروه سوم : توبه کارانى هستند که بعد از توبه ، از گناهان بزرگ پرهیز کرده و نسبت

به اصول طاعات پایبندند،ولى گاه گرفتار بعضى از گناهان مىشوند،بى آنکه بطور عمد

قصدتوبه شکنى داشته باشند امّا بلافاصله پشیمان شده و به سرزنش نفس خویش

مى پردازند و عزم خویش را بر توبه جزم مى کنندو سعى دارند از اسباب گناه فاصله 

بگیرند. این گروه در مرحله عالـى از نفس لوّامه قـرار دارند و به سوى نفس مطمئنّه 

نزدیک مى شوند و امید نجات براى آنها بسیار زیاد است.

گروه چهارم : کسانی هستند که پس از توبه با اراده اى محکم و آهنین راه اطاعت و

بندگى خدا را پیش گرفته و پا برجا مى مانند.درست است که معصوم نیستند و گاه 

فکر گناه و لغزشها ممکن است در آنها پیدا شودولى از آلودگى به گناه در عمل پرهیز 

دارند،چرا که نیروى عقل و ایمان در آنها به قدرى زیاد است که بر هواى نفس چیره 

شده و آنرا مهار زده است. این گروه صاحبان نفس مطمئنّه اند که در سوره فجر، آیه 

27 تا 30 ،مخاطب به خطاب والا و پر افتخارى هستند که: یا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

اِرْجِعـى اِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً ، فَادْخُلى فى عِبادى وَ ادْخُلى جَنَّتى. 



تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 07:14 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
شهادت امام هادی علیه السلام را تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.



امام علی النقی الهادی علیه السلام فرمودند:
. به راستى كه خدا جز بدانچه خودش را وصف كرده وصف نشود.كجا وصف شود آنكه حواس از دركش عاجز است، و تصورات به كنه او پى نبرد، و در دیده ها نگنجد؟ او با همه نزدیكیش دور است و با همـه دورى اش نـزدیك. كیفیت و چگونگى را پدید كـرده، بدون اینكه خود كیفیت و چگونگى داشته باشد. مكان را آفـریده بدون اینكه خود مكانى داشته باشد. او از چگونگى و مكان بر كنـار است. یكتاى یكتاست، شكـوهش بزرگ و نام هایش پاكیزه است. 

. شخص شكـرگزار به سبب شكر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى كه باعث شكر شده است. زیرا نعمت، كالاى دنیاست و شكرگزارى، نعمت دنیا و آخرت است. 
منبع: تحف العقول




تاریخ : یکشنبه 22 فروردین 1395 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
سلام بر ماه رجب ، ماه خـدا


رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد. ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از امام صادق علیه السلام روایت است كه حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».


تاریخ : پنجشنبه 19 فروردین 1395 | 07:24 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 

حکمی درباره قنوت


.... مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند. ولى براى کسى که نماز را به جماعت 

مى‏ خواند، اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نیست.

اگر عمدا قنـوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش کند و پیش از آن که به ‏اندازه رکوع 

خم شـود یادش بیاید ، مستحب است بایستد و بخواند و اگـر در رکوع یادش بیاید 

مستحب است بعد از رکوع قضا کند و اگر در سجده یادش بیاید مستحب است بعد 

از سلام نماز قضا نماید.

لطفاً هر کس به نظر مرجع خود رجوع نماید.




تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 | 04:33 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

واجب موسع چه واجبی است؟

واجب موسع واجبی است که وقت انجام آن وسیع تر از خود آن است. مانند نماز ظهر و عصر که از ظهر تا غروب وقت دارد.


مساقات چطور قراردای است؟

قراردادی است بین صاحب درختان میوه دار و (عامل) که بر اساس آن (عامل) در برابر آبیاری یا رسیدگی موثر به درختان مزبور (به شرط اینکه موجب زیاد شدن یا مرغوبیت محصول آنها شود) حق برداشت مقدار معینی از محصول را پیدا می کند.


تاریخ : جمعه 13 فروردین 1395 | 03:57 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: 
من گاهى نسبت به بعضى از فرزندانم اظهار محبت مى‏ كنم و او را بر زانوى خود مى ‏نشانم و قلم گوسفند را به او مى ‏دهم و شِكر در دهانش مى‏ گذارم، در حالى كه مى‏ دانم حق با دیگرى است، ولى این كار را به خاطر این مى ‏كنم تا بر ضد سایر فرزندانم تحریك نشود و آن چنان كه برادران یوسف به یوسف كردند، نكند.(بحارالانوار)

تاریخ : جمعه 13 فروردین 1395 | 03:23 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
میلاد بهترین خلق عالم ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارک باد.


روزى سلمان به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله خدا گفت: اى مولاى من! تو را سوگند به خدا، از عظمت فاطمه علیه‏السلام در روز قیامت تعریفى بفرمایید.
پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله با تبسم رو به سلمان كرد و فرمود: سوگند به آن آفریدگارى كه جانم در دست اوست ، فاطمه علیها السلام را در آن روز بر ناقه ‏اى از ناقه‏ هاى بهشت سوار مى‏ كنند، جبرئیل و میكائیل به ترتیب از راست و چپ او حركت مى ‏نمایند. امیرالمؤمنین پیشاپیش و حسن و حسین از پشت سر، وى را همراهى مى‏ كنند، تا بدین طریق فاطمه علیهاالسلام از پل ‏صراط مى‏ گذرد و پس از گفتگوهاى زیاد، آنگاه خطاب مى ‏رسد:
فاطمه! هرچه مى‏ خواهى بخواه. دخترم عرض مى کند: ‏اسالك ان لاتعذب محبى، و محبى عتـرتى بالنـار، فیـوحى اللَّه الیهـا: یا فاطمه! و عزتى و جلالى و ارتفاع مكانى، لقد آلیت على نفسى من قبل ان اخلق السموات و الارض بالفى عام ان لا اعذب محبیك و محبى عترتك بالنار. (سفینة البحار). بار الهى! از تو مى‏ خواهم علاقه‏ مندان خود و فرزندانم حسن و حسین را در آتش مسوزان. خطاب مى‏ رسد: یا فاطمه! سوگند به عزت و جلالم، دو هـزار سال پیش از خلق آسمانهـا و زمین، بر خـودم لازم كـرده ‏ام كه این حاجت تو را برآورم. 


تاریخ : چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 06:51 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید