مردان اعراف - مطالب خرداد 1396

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب خرداد 1396 ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نقل است که:
مالک دینار ، سال‌ها هیچ شیرینی و ترشی نخوردی. هر شب به دکان خبّاز (نانوایی) شدی و نان خریدی و روزه گشادی و نان گرم خورش کردی. وقتی بیمار شد، آرزوی گوشت در دل او افتاد. صبر کرد چون کار از حد بگذشت به دکان رواسی (کله‌پاچه فروشی) رفت و سه پاچه خرید و در آستین نهاد و رفت. فروشنده شاگرد خود بر عقب او فرستاد تا چه می‌کند. گفت: چون به موضع خالی رسید، پاچه از آستین بیرون آورد و سه بار بویید و گفت: 
ای نفس! بیش از این به تو نرسد. آن نان و پاچه به فقیر داد و گفت: 
«ای تن ضعیف من! این‌همه رنج که بر تو می‌نهم نه از دشمنی است؛ لکن روزی چند صبر کن، باشد که این محنت به سر آید و در نعمتی افتی که هرگز آن را زوال نباشد.» (تذکره الاولیا)

تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
یا شدید العقاب
و چون زمان انتقام فرا رسد، 
خیلی سخت انتقام می گیرند...
                     
Image result for ‫حمله موشکی سپاه‬‎
                                            

                         لیلة القـدر
                                     ذوالفقـار 
                                               دیر الـزور
                      اقتــدار
                                        هشـدار

تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | 01:46 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
niniweblog.com

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
(روز قیامت) زن زیبا را كه به خاطر زیبایی اش در فتنه افتاده است، و فریب زیبائی اش را خورده (و به بی حجابی و بی عفتی و گناه آلوده شده)، برای حساب می آورند. پس به خدا می گوید: خدایا، تو خود مرا زیبا خلق كردی و به سبب آن در فتنه افتادم. 
پس حضرت مریم سلام الله علیها را حاضر می كنند و ندا داده می شود: آیا تو زیباتری یا مریم؟ ما او را در نهایت زیبائی آفریدیم، امّا او گناه نكرد ... ( کافی ج 8 )

تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | 02:11 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 
السلام علیک یا مولا یا امیرالمومنین

چقدر کوته فکر و جاهل و البته خدای ناکرده شاید .... باشد ، آن شیخی که در روز 
روشن و در تنها کشور شیعـه و در در ماه مبارک رمضـان و با دهان روزه و بعنوان
مسئول اجرایی کشور به بخش کوتاهی از خطبه 92 نهج البلاغه اشاره و می گوید: 
امیرالمؤمنین مبانی حکومت و مبنای ولایت را، نظر مردم و انتخاب مردم میداند.

ای شیخ! 
آیا از خطبه 92 و مسائل حاکم بر جوّ آن مقطع تاریخی ، بطور کامل آگاهی دارید؟
آیا از چگونگی اعطاء لقب امیرالمومنینی به حضـرت علـی (ع) کاملاً آگاهی دارید؟ 
آیا امامت و ولایت یه مقام دنیوی مثل پادشاهان و ... است یا یک منصب الهی؟ 

ای شیخ!

آیا از واقعه غدیر خم و حواشی قبل و بعد از آن بطور کامل آگاه هستید؟
آیا علت و شان نزول آیه تبلیغ را میدانید؟ انجا که می فرماید:
یا أَیُّهَـا الـرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْـکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین.

ای شیخ!
چرا خداوند به مردم نگفت: از بین قوم خود، افرادی را بعنوان پیامبر برای هدایت برگزینید، و سپس انسانهایی را با آراء مردم بعنوان امام و رهبر جامعه انتخاب و از آنها پیروی کنید!!!!!!! 
با این حساب نعوذ با الله، امام زمان علیه السلام نیز پس از ظهور ، می بایست خود را به کل مردم جهان عرضه و در صورت کسب آراء ، امامت جامعه جهانی را بعهده بگیرند!!!
و حرف آخر اینکه: آیا اصولاً، حق و حقیقت، با اکثریت مردم است؟!!!!!!
ایشان باید توسط مراجع ذیصلاح ، پاسگوی این اندیشه غیر شیعی باشند. 


تاریخ : شنبه 27 خرداد 1396 | 12:04 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

روزی حضـرت علی علیه السلام نزد اصحاب خود فرمودند

من دلم خیلی به حال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.

اصحاب پرسیدند چطور؟

مولا فرمودند: آن شبی که بدستور خلیفه  ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای خلیفه به خانه او رفتند چهار کیسه اشرفی به ابوذر دادند تا با خلیفه بیعت کند، ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود، شما دو توهین بمن کردید،  اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید، دوم بی انصاف ها آیا ارزش علـی چهار کیسه اشرفی است؟ شما با این چهـار کیسه اشرفی می خواهید من "علـی" فروش شوم؟ تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی "علی" عوض نمی کنم، آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.

مولا گریه می کردند و می فرمودند:

به خدایی که جان "علی" در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان خلیفه محکم بست، سه شبانه روز بود که او و خانواده اش هیچ نخورده بودند.

مواظب باشیم برای دو لقمه بیشتر؛ در این زمان "علی" فروشی نکنیم.


تاریخ : شنبه 27 خرداد 1396 | 01:32 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
خورشید به روی خاک محراب 
ندا داد  
 فزت و رب الکعبه

Image result for ‫شهادت امام علی‬‎


قال امیر المومنین الامام علی علیه السلام:

ان الموت طالب حثیت لایفوته المقیم و لا یعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل.

مرگ، با شتاب و تعقیب کننده است((همه را دریابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراریان او را بازدارند، گرامی ترین مرگ، کشته شدن است. (نهج البلاغه، خطبه123)

عن امیر المونین الامام العلی علیه السلام:

و انا اسال الله بسعه رحمته و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه … ان یختم لی و لک بالّسعاده و الشّهاده.

حضرت علی علیه السلام در پایان عهدنامه خود به مالک اشتر نوشت :

من از خدا به گشایش رحمت و بزرگی قدرتش(بر آنکه هر چه بخواهد عطا می کند) می خواهم که پایان زندگی من و تو را به نیکبختی و شهادت قرار دهد. (نهج البلاغه نامه53)




تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 04:40 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

 زمین ، فرمانبردار امیرالمومنین حضرت امام علی علیه السلام است.

از حضرت فاطمه سلام الله علیها حکایت شده که در زمان خلیفه اول ، در مدینه زلزله ای
واقع شد که مردم ( از ترس و برای کمک خواهی ) به در خانه علی (علیه السلام) آمدند. 
حضرت بیرون آمد و به طرف بیرون شهر مدینه حرکت کرد، خلفای اول و دوم نیز پشت
سر حضرت روانه شدند، حضرت به روی تپه ای نشست،مردم نیز در اطراف حضـرت
نشستند و به دیواره های شهر که از شدت زلزله ، می آمد و می رفت، نگاه می کردند!

علی علیه السلام به مردم فرمودند:آنچه می بینید، سبب وحشت شما شده است؟
گفتند: چگونه ما را به وحشت نیندازد، در حالی که هرگز مانند آن را ندیده ایم.

در این هنگام لب های علی علیه السلام حرکت کرد و با دستهای مبارک بر زمین زد و
فـرمود: چه خبر است؟ (چه می شود تو را ؟) ناگاه زلزله بر طرف شد، مردم از دیدن این
جریان، بیش از حادثه زلزله تعجب کردند، حضرت فرمود: آیا از این کار من تعجب کردید؟
گفتند: آری، حضرت فرمود: منم آن انسان که خداوند متعال در قرآن فرموده است:
اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها و قال الانسان ما لها، یومئذ تحدث اخبارها.

منم آن انسان که روز قیامت به زمین می گوید: چه خبر داری؟ و زمین به من سخن گوید
و اعمال بندگان را برای من مشروحا بیان می کند.  
( بحار ، علل الشرایع ، دلائل الامامه )



تاریخ : یکشنبه 21 خرداد 1396 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

Image result for ‫حجاب زیباست‬‎
قبلاً شنیدید، ولی باز هم ارزش شنیدن دارد....
ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﻟمی ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟ ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ: ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺍﻟﯿﺰﺍﺑﺖ ﺩﺳﺖﺑﺪﻫﯽ؟ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ، ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﺤﺪﻭﺩند ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﻫﻨﺪ. ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ: ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ: ﭼﺮﺍ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﻮ ﻫﺎ ﻭ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﻨﺪ، ﯾﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؟ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﺒﺴﻤﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭ ﻋﺪﺩ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ، ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎﻗﯽﮔﺬﺍﺷﺖ. ﺑﻌﺪﺍ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺁﻟﻮﺩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﺎﻥ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺩﺍﺭﺩ. 
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ می كنند. 
اون عالم امام موسی صدر بود.

تاریخ : سه شنبه 16 خرداد 1396 | 12:54 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

 Image result for ‫غم گذشته ‬‎
السلام علیک یا ام الزهـرا و یا خدیجة الکبـری

انگشتـر عشق پیمبر را نگینی
الحق و الانصاف، ام المومنینی

Image result for ‫حضرت خدیجه‬‎

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد. چون بیماری خدیجه شدت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم: من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن.

پیامبر (ص) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی.

عرض کرد: یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید؛ و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد. چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند. مبادا کسی به صورتش سیلی بزند. مبادا کسی بر اوفریاد بکشد. مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده ای داشته باشد.

اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه عرض می کنم تا او برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر (ص) عرض کرد. پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه فرستاد و او بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه، پیامبراکرم (ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت، نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم.

حضرت خدیجه (س) در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا (ص) شخصا خدیجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه  ای که جبرئیل  از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد. رسول  خدا (ص) شخصا درون قبر رفت، سپس خدیجه را در خاک نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت. او بر خدیجه اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید. آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون » واقع است.



تاریخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

امام صادق علیه السلام فرمودند:                                                         وقتی خدیجه علیهاالسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به همسری برگزید، زنان مکّه به دلیل دشمنی با آن حضرت، از او دور شدند، آنان نه تنها به خدیجه علیهاالسلام سلام نمی کردند؛ حتّی از رفت و آمد زنان دیگر هم جلوگیری می نمودند. به این ترتیب وحشتی عجیب بر وجود خدیجه مستولی شد؛ البته او بیشتر از این می ترسید که به پیامبر صلی الله علیه و آله آسیبی برسانند. وقتی خدیجه به فاطمه حامله شد، فاطمه در شکم مادر با او سخن می گفت و مونس مادر بود و او را به صبر توصیه می فرمود امّا خدیجه این حالت را از پیامبر مخفی می داشت تا آن که روزی حضرت داخل شد و شنید که خدیجه با کسی سخن می گوید. حضرت به اطراف نگریست؛ امّا کسی را ندید، پرسید:, ای خدیجه! با چه کسی سخن می گویی؟، خدیجه در پاسخ به کودکی که در شکم داشت، اشاره کرد و پاسخ داد:, فرزندی که در شکم دارم، با من سخن می گوید و مونس من است.، حضرت فرمودند: در همین لحظه جبرییل به من خبر داد که این فرزند دختر است. او و نسل او طاهر، بابرکت و خجسته است و خداوند نسل مرا از او به وجود خواهد آورد. از نسل او امامان دین متولّد می شوندو حق تعالی بعد از قطع وحی، آن ها را جانشین خود در زمین قرار می دهد.


تاریخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 | 04:42 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید