مردان اعراف - مطالب اردیبهشت 1397

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب اردیبهشت 1397 ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
امیرالمومنین حضرت امام علی علیه السلام: 
خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید. 
حکمت ۲۵۲‌ نهج البلاغه 

تاریخ : پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 | 05:25 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

قالَ الاْمامُ علی«عَلَیْهِ السلام:

إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: 

عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّیْنِ لِلشَّهادَةِ، 

وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَیْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ. (بحارالانوار)

موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد فی سبیل اللّه؛ 

موقع ناراحتی و آه كشیدن مظلوم. 

در چنین موقعیت ها مانعی برای استجابت دعا نیست.


تاریخ : پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 | 03:47 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
Image result for ‫ماه رمضان‬‎

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند:
....ای مردم! 
درهای بهشت دراین ماه گشوده است. از پروردگار خود بخواهید كه آنها را بر روی شما نبندد و درهای جهنم دراین ماه بسته است، از خدا بخواهید كه آنها را بر روی شما نگشاید. شیاطین دراین ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید كه آنها را بر شما مسلط نگرداند....
در این ماه شیطان بسته می شود. خیلی عجیب است شیطان که خیلی فعال است. چگونه در این ماه بسته می شود؟
امیرالمۆمنین علیه السلام می فرماید: «شیطان عقده، عقده پیش می آید»یعنی گره، گره.[نهج البلاغه] به گفته یکی از بزرگان:«ابتدا شیطان، گره تعلق به مستحبات را از دل آدم باز می کند. آرام آرام مستحبات را کنار می گذاری. دوم شیطان گره تنفر از مکروهات را باز می کند؛ می گوید: مکروه عیبی ندارد و مکروه را مرتکب می شوی. در مرحله سوم گره علاقه به واجبات را باز می کند. پس نسبت به واجبات سست می شوی. چهارم گره تنفر از حرام را باز می کند و حرام را مرتکب می شوی».
حالا چرا شیطان در این ماه دستش بسته می شود؟! دلیلش این است که آدم یا مستحب انجام می دهد یا واجب. می خوابی، خوابت عبادت محسوب می شود. نفست تسبیح محسوب می شود. مسجد میروی، قرآن می خوانی و یا... بالاخره در این ماه گره ها را سفت می کنی، لذا شیطان نمی تواند به تو راه پیدا کند.
قرآن می فرماید: هر کس نور خدا در زندگی اش کم رنگ شود؛ شیطان ایمانش را سرقت می کند[زخرف] و شیطان همراهش می شود. لذا تا هنگامی که نور خدا قوی است، او نمی تواند بیاید. در ماه رمضان نور خدا قوی است. در همه خانه ها قرآن تلاوت می شود و زبان ها مشغول ذکر خداست. طبیعتاً می گویند که دست شیطان بسته است و درهای رحمت باز است.

تاریخ : پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 | 02:38 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
-متحرک-ماه-رمضان-6

تاریخ : یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
هوا در حال رمضانی شدن است...
صدای پای شهر رمضان می آید...

Related image

سُبْحانَكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ


تاریخ : یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

قال علی علیه السلام:

«یا كمیل! قل عند كل شدّة «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» و قل عند كل نعمة «الحمدلله» تزدد منها و اذا ابطأت الارزاق علیك «فاستغفر الله» یوسّع علیك فیها.» [بحارالانوار]

ای كمیل! در مواجهه با هر مشكلی بگو «لا حول و لاقوة الا بالله » خداوند كفایت آن مشكل را می كند و هر گاه نعمتی به تو رسید بگو: «الحمدلله» تا سبب فزونی نعمت گردد و هر گاه روزی تو به تاخیر افتاد «استغفار كن» كه باعث گشایش روزی است.


تاریخ : جمعه 21 اردیبهشت 1397 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

Related image


در فضیلت سوره انعام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است:
سوره انعام به یکباره بر من نازل شده و هنگام نزول، هفتاد هزار فرشته که در حال تسبیح «سبحان الله» و تمجید «الحمدلله» گفتن هستند آنرا مشایعت و همراهی کردند.هر کس این سـوره را بخواند این 70 هـزار فرشته در شب و روز، به تعداد آیات سوره انعـام بر او درود می فرستند.
در روایتی دیگر از ایشان آمده است: 
« هر کس سوره انعـام را قرائت نماید، برای او پاداشی از درّ، به وزن همه چهارپایانی که خداوند در دار دنیا آن را آفریده است، خواهد بود و به تعداد تمام درّها، صد هزار حسنه و صدهزار درجه به او عنایت می شود...»
امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این باره فرموده است: سوره انعام به صورت کامل و یکباره بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است. پس آن را عظیم و عزیز بدارید. زیرا در 70 جای آن نام خداوند برده شده است و اگر مردم می دانستند چه آثار و برکاتی در این سوره نهفته است ان را رها نمی کردند.

تاریخ : جمعه 21 اردیبهشت 1397 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده: یکى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود. روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) عرضه مى دارد: شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم؟! شب امیرالمومنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید: اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگى است و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان شخص مراجعه کنى، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند.
پس از این خواب، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد: زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهید!! بار دیگر حضرت را خواب مى بیند که مى فرماید: سخن همان است که گفتم؛ اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت کن، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى: به آسمان رود و کار آفتاب کند. پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتاب ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى رساند و اهل خیر هم با او مساعدت مى کنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گیرد، مردم از این که طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب مى کنند. وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند، چون در را باز مى کنند مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید: «به آسمان رود و کار آفتاب کند»؛ فوراً راجه پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید: این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید. مراسم به صورتى نیکو انجام مى گیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود .
فردا دیدمحترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام 
درآن سالن پر زینت درجاى مخصوص به خود قرارگرفتند، از شخصى که کنار دستش بود، 
پرسید:چه خبر است؟گفت:مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: 
وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است. هنگامىکه مجلس 
آراسته شد، راجـه به سالن درآمد، همه به احتـرامش از جاى بـرخاستند و او نیـز پس از 
احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست. نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان 
من نصف ثروت خودرا که بالغ بر فلان مبلغ مىشود از نقد و مِلک و منزل وباغات و اغنام 
و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف برمن وارد شده مصالحه کردم،و همه مىدانید
که اولادمن منحصر به دو دختر است، یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او
عقد مىبندم و شما اى عالمان دین، هم اکنون صیغه عقدرا جارى کنید.چون صیغه جارى 
شدطلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود،پرسید:شرح این داستان چیست؟
راجه گفت:من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمومنین علیه السلام شعرى بگویم.
یک مصراع گفتم و نتوانستم مصـراع دیگر را بگویم; به شعـراى فارسى زبان هندوستان 
مراجعه کردم، مصراع گفته شده آنهـا هم چندان مطلوب نبود، به شعـراى ایران مراجعه 
کردم،مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمىزد، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور 
نظر کیمیا اثر امیرالمومنین علیه السلام قرار نگرفته است، لذا با خود نذر کردم اگر کسى 
پیدا شود و مصراع دوم این شعـر را به صورتى مطلوب بگوید، نصف دارایى ام را به او
ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم؛ شما آمدیدو مصراع دوم را گفتید،دیدم 
از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. 
طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: 
«به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند» طلبه گفت:مصراع دوم از من نیست؛ بلکه لطف خود 
امیرالمومنین (علیه السلام) است. راجه سجده شکر کرد و خواند: 
«به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند»؛ 

تاریخ : جمعه 21 اردیبهشت 1397 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

Image result for ‫قوز بالا قوز‬‎


ریشه تاریخی ضرب المثل قوز بالاقوز

فردی به خاطر قوزی که بر پشتش بود خیلی غصه می خورد. یک شب مهتابی از خواب بیدار شد خیال کرد سحر شده، بلند شد رفت حمام. از سر آتشدان حمام که رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نکرد و رفت تو. سر بینه که داشت لخت می شد حمامی را خوب نگاه نکرد و ملتفت نشد که سر بینه نشسته. وارد گرمخانه که شد دید جماعتی بزن و بکوب دارند و مثل اینکه عروسی داشته باشند می زنند و می رقصند. او هم بنا کرد به آواز خواندن و رقصیدن و خوشحالی کردن. درضمن اینکه می رقصید دید پاهای آنها سم دارد. آن وقت بود فهمید که آنها از ما بهتران هستند. اگرچه خیلی ترسید اما خودش را به خدا سپرد و به روی آنها هم نیاورد.
از ما بهتران هم که داشتند می زدند و می رقصیدند فهمیدند که او از خودشان نیست ولی از رفتارش خوششان آمد و قوزش را برداشتند. فردا رفیقش که او هم قوزی بر پشتش داشت، از او پرسید: «تو چکار کردی که قوزت صاف شد؟» او هم ما وقع آن شب را تعریف کرد. چند شب بعد رفیقش رفت حمام. دید باز حضرات آنجا جمع شده اند خیال کرد که همین که برقصد از ما بهتران خوششان می آید. وقتی که او شروع کرد به رقصیدن و آواز خواندن و خوشحالی کردن، از ما بهتران که آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا را آوردند گذاشتند بالای قوزش آن وقت بود که فهمید کار بی مورد کرده، گفت: «ای وای دیدی که چه به روزم شد ـ قوزی بالای قوزم شد!»


تاریخ : پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 | 04:28 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
Image result for ‫حیله و تزویر‬‎

سرانجام و فرجامِ برجام این شد
 همه چی کَشک
.
.

و حالا 
سناریویی جدید،
.
.
ادامه برجام با اروپا
.
.
یا کبک هستیم 
و یا 
خیلی خیلی خوش خیال


تاریخ : چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 | 12:52 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید