مردان اعراف - مطالب داستان،درس و پندِ اخلاقی

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب داستان،درس و پندِ اخلاقی ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

Image result for ‫اسماعیل دولابی‬‎

حاج محمد اسماعیل دولابی رحمة الله علیه:

گویند "حر بن یزید ریاحی" اولین کسی بود که آب را به روی امام بست و اولین کسی شد که خونش را برای او داد. "عمر سعد" هم اولین کسی بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد برای آنکه رهبرشان شود و اولین کسی شد که تیر را به سمت او پرتاب کرد! کی می‌داند آخر کارش به کجا می‌رسد؟
دنیا دار ابتلاست، با هر امتحانی چهره‌ای از ما آشکار می‌شود، چهره‌ای که گاهی خودمان را شگفت‌زده می‌کند. 
چطور میشود در این دنیا بر کسی خرده گرفت و خود را ندید؟ 

می‌گویند: خداوند داستان ابلیس را تعریف کرد تا بدانی که نمی‌شود به عبادتت، به تقربت، به جایگاهت اطمینان کنی. خدا هیچ تعهدی برای آنکه تو همان که هستی بمانی، نداده است، شاید  بهمین دلیل است که سفارش شده، وقتی حال خوبی داری و می‌خواهی دعا کنی، یادت نرود "عافیت" و "عاقبت به خیری‌ات" را بطلبی...


تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1398 | 05:23 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
"وَ اغضُض أبصارنا عَنِ الفجور و الخیانه"
جوانی نزد عالمی رفت و از او پرسید:
 من جوانی هستم که نمی توانم خود را از نگاه كردن به دختران منع كنم، 
چاره ام چیست؟
عالم كوزه‌ای پر از شیر به او داد و به او توصیه كرد كه كوزه را به سلامت 
به جای معینی ببرد و نباید ذره ای شیر از كوزه بریزد. 
به یكی از طلبه‌هایش هم گفت او را همراهی كند 
و اگر شیر را ریخت جلوی همه‌ی مردم او را كتك بزند.
جوان نیز شیر را به سلامت به مقصد رساند و هیچ چیز از آن نریخت.
وقتی عالم از او پرسید چند دختر را در سر راهت دیدی؟
جوان جواب داد: 
هیچ، فقط به فكر آن بودم كه شیر را نریزم که مبادا
 در جلوی مردم كتك بخورم و در نزد مردم خوار و خفیف شوم.
عالم گفت: 
حكایت انسان مؤمن هم همین است، 
مومن همیشه خداوند را ناظر بر كارهایش می بیند 
و از حساب روز قیامت 
و بی‌آبرویی در مقابل مردم در صحرای محشر و عذاب جهنم بیم دارد...

تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1398 | 09:16 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
Good friends 
say good things behind your back
 and bad things to your face
 دوستای خوب;
 پشت سرت خوبیاتو میگن،
 توی روت بدی هاتو!

عکس و تصویر ‍ فدایِ سرَت اگر قسمت نبود، اگر نرسیدیم به رویاهای هر شبِمان، اگر جا زدیم ...

Don't forget
 beautiful sunsets need cloudy skies
 فراموش نکن;
غروب های زیبا نیازمند آسمان های ابری هستند! 

تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1398 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

Image result for ‫غمگین مباش!‬‎



تاریخ : پنجشنبه 3 مرداد 1398 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
آیت الله مجتهدی_تهرانی (ره):
مرحوم نراقی در کتاب معراج السعاده نقل می کند: 
در احادیث وارد شده که در روز قیامت، بنده ای را می آورند که گریان است، خطاب می 
رسد که چرا گریه می کنی؟ 
عرض می کند: گریه میکنم بر آنچه از عیوبِ من در نزد انسانها و فرشته ها ظاهر شود، 
خداوند عالم میفرماید: ای بنده ی من، تو را در دنیا رسوا نکرده ام، در حالیکه مشغول 
گناه و معصیت من بودی و می خندیدی!!!!! چگونه امروز (روز قیامت) تو را رسوا کنم 
در حالی که معصیت نمی کنی و گریانی!

تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1398 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 
شیطان لعنت الله علیه گفت: 
پروردگارا; به عزت تو سوگند که تا وقتی که روحِ بندگان تو در تنشان است، پیوسته آنها را گمراه می کنم.

خداوندِ قادر و مهربان فرمود:
به عزت و جلالم سوگند که تا وقتی از من بخشش طلبند ،پیوسته آنها را می بخشم. نهج الفصاحه ص83


تاریخ : سه شنبه 1 مرداد 1398 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
عکس و تصویر قسمت پنهان تاریخ، شاید هیتلری باشد که در سرمای روسیه کسی را جا گذاشته است. ...

تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1398 | 02:03 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
جدا کننده های متن برای وبلاگ
دوستی گفت:
رفته بودیم خونه یکی از اقوام، بچه شون خیلی شیطنت می کرد،خیلی! یه چیز میگم یه چیز می شنوید،. بقول جَوونای امروزی، حسابی رو مخ اسکیت می رفت، خیلی تحمل کردم، ولی این آخری، از کوره در رفتمو همین که داشت دُر میچرخید و جیغ می زد، یهو دستشو گرفتمو با یه نَموره تندی، یه چیزی بهش گفتم!! خیلی بَد شد، خودم متوجه کارِ بدم شدم. البته! خانمِ فامیلِمون هم یه چشم خوره رفتو و با تندیه خاصی گفت: اِ حرفِ زشتی زدید، خوب نیست، بچه یاد میگیره! منم گفتم: معذرت میخوام حق با شماست...
خَب تا اینجا داشته باشید!!!!
نشسته بودیم و جاتون خالی، چای می خوردیم که زنگِ آپارتمان زده شد و کمی بعد، دختر خانومِ فامیلِمون وارد شد، سر و وضعش اصلاً تعریفی نداشت! اومد سلام کرد،  منم ضمن اینکه جوابشو با محبت دادم، بهش گفتم: عزیزم! دخترم! همینجور بیرون بودی، گفت: آره، چطور مگه! گفتم عزیزم! آیا این وضع، واقعاً مناسبه بیرون هست؟ هنوز حرف من تموم نشده بود که خانم فامیل جان! گفت: ای بابا، دلِ خوشی داریدا! مثل اینکه تو مملکت نیستید! رشوه و بیکاری و اعتیاد بیداد میکنه! هرکی یه کاره ای شده، بچه و داماد و عمه و خالشو دستشونو بند کرده و پولِ یامفت می گیرن، اینهمه گرونیو نمی بینید! گوشت شده 110 هزار تومن! اینهمه اختلاس و رانت، پدرِ مردم در اومده! حالا شما به این دختر می گید: سر و وضعت مناسب نیست!!! واقعاً که!
بهش میگم: خانم محترم! بچه شما بعد از ایجادِ اون همه آلودگی صوتی و بپر بپر کردنها و رو مخ راه رفتنها... ما یهو واکنش نشون دادیم و یه ناسزا گفتیم و شما هم پاسخِ مارو دادید، آیا درست بود بنده میگفتم: ای خانوم دلِ خوشی داریدا !! مثل اینکه تو مملکت نیستید! رشوه و .... اینهمه اختلاس و رانت، پدرِ مردم دَر اومده! حالا شما میگی این حرفی که زدید زشت بود!!!!
البته که اگه می گفتم، یقیناً درست نبود. خانوم محترم! هر چیزی باید سرِ جای خودش باشه، بها دادن و رعایت تربیت بچه و حرف زشت نزدن جلوی او ربطی به اختلاس و رانت و قاچاق و ... نداره و حفظ پوشش و حجاب هم ارتباطی با این دست معضلات نخواهد داشت. رعایت همه موازین برای سلامتِ خودمان و جامعه است، لذا مسائل رو نبایست با هم قاطی کنیم..

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم...
قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِ‌هِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُ‌وجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ خَبِیرٌ‌ بِمَا یَصْنَعُونَ ﴿٣٠﴾ وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا ۖ وَلْیَضْرِ‌بْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ ۖ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ‌ أُولِی الْإِرْ‌بَةِ مِنَ الرِّ‌جَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُ‌وا عَلَىٰ عَوْرَ‌اتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا یَضْرِ‌بْنَ بِأَرْ‌جُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٣
١ نور﴾

به مردان با ایمان بگو: دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه این براى آنان پاكیزه‌تر است، زیرا خدا به آنچه مى‌كنند آگاه است. (۳۰) و به زنان با ایمان بگو: دیدگان خود را [از هر نامحرمى‌] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردن خویش [فرو ] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همكیش‌] خود یا كنیزانشان یا خدمتكاران مرد كه [از زن‌] بى‌نیازند یا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‌اند، آشكار نكنند؛ و پاهاى خود را [به گونه‌اى به زمین‌] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‌دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‌] به درگاه خدا توبه كنید، امید كه رستگار شوید. (۳۱)


تاریخ : دوشنبه 15 بهمن 1397 | 07:06 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات


تاریخ : دوشنبه 15 بهمن 1397 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
در دنیایی که;
فرشته درگاه الهی از عرش به فرش
و
بی ادعایی از فرش به عرش می رسد!!!
نگران نباش!
هیچ امرِ نشدنی وجود نداره!

تاریخ : یکشنبه 14 بهمن 1397 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید