مردان اعراف - مطالب شهــدا

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب شهــدا ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
Related image

لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَىْ‏ءٍ فَإِنَّ اللّه‏َ بِهِ عَلِیمٌ.
ترجمه آیه 92 سوره آلعمران:
 هر
گز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید، مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید، 
(در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است.

Related image

می‌گفت:
بینِ چهار تا پسرم،
 اصغر یه چیز دیگه بود،
ظرفا و لباسا رو می‌شست،
آرد خمیر می‌کرد، نون می پخت!
خرید می‌کرد، خونه رو جارو می‌کرد،
تو یه کلام، عصای دستم بود!
گفتم: خدا رحمت کنه پسر شهیدتون رو
ولی خب حاج خانوم وقتی اینقدر خوب بود، چرا اجازه دادی بره؟!
گفت: پسرم!
آدم چیزی رو که دوست داره باید در راه خدا بده!

تاریخ : چهارشنبه 8 اسفند 1397 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

... بای ذنب قتلت...

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ یُرْ‌زَقُونَ.


Related image

درتاریخ ۲۴ مرداد سال ۱۳۶۱ سازمان ملعون تروریستی منافقین اقدام به ربایش وشکنجه سه تن از پاسداران کمیته انقلاب اسلامی می کند، یکی از آن افراد شهید طالب طاهری رحمه الله علیه بود! طالب ۱۷ سال داشت که زنده زنده گوش و بینی اش را بریدند و یک چشمش را از حدقه درآوردند؛ با اتو کل بدن طالب را داغ کردند و آب جوش روی تمام بدنش ریختند، و با شیشه خرده پوستش را جدا کردند و در آخر هم گفته شده زنده به گورش کردند!!!

خواهر شهید می گویند مادرم از وقتی فهمید که طالب را با اتو بدنش را داغ کردند و سوزاندند بیشتر از ۳۰ سال است که دست به اتو نزده!


تاریخ : چهارشنبه 10 بهمن 1397 | 04:49 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
سلام بر همه شهیدان

Related image

 قرار خرید و عقد گذاشته شد.
در روز خرید ، یك حلقه طلا برای من خرید و خودش هم یك انگشتر عقیق انتخاب كرد؛ به قیمت صد و پنجاه تومان.
 آن شب وقتی پدرم قیمت حلقه ، یا بهتر بگویم انگشتر او را فهمید، ناراحت و عصبانی شد و گفت: این دختر آبرو برای ما نگذاشته است. به همین خاطر ، وقتی حاج همت  به خانه ما زنگ زد، پدرم به مادرم گفت: كه از ایشان بخواهید بیایند یك حلقه بهتر بخرند. 
ولی او در جواب گفت: «حاج آقا! من لیاقت این حرف­ها را ندارم. شما دعا كنید كه بتوانم حق همین را هم ادا كنم.»  

تاریخ : سه شنبه 27 آذر 1397 | 08:20 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
هرگز گمان مبر،
 کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! 
بلکه آنان زنده اند،
 و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.
ال عمران/169

Related image

تاریخ : پنجشنبه 18 مرداد 1397 | 04:32 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
یه روز عصر که پشت موتور نشسته بود و می رفت❗️ 
رسید به چراغ قرمز، ترمز زد و ایستاد‼️
یه نگاه به دور و برش کرد و رفت  بالای موتور و فریاد زد:
الله اکبر و الله اکــــبر ...
نه وقت اذان ظهر بود،  نه اذان مغرب 
اشهد ان لا اله الا الله ...
خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن و رفتن
من رفتم سراغش، بهش گفتم: چطور شد یهو؟
حالتون خُب بود که❗️
یه نگاهی به من انداخت و گفت: 
مگه متوجه نشدی؟ 
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود، 
که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن، 
من دیدم تو روز روشن، جلو چشم امام زمان داره گناه میشه،
به خودم گفتم چکار کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه؟ 
دیدم این بهترین کاره!
همین‼️
(شهید مجید زین الدین)

تاریخ : چهارشنبه 17 مرداد 1397 | 08:08 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
Image result for ‫حسین خرازی‬‎

وﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ، درِ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﯾﮏ 

تاریخ : دوشنبه 8 مرداد 1397 | 04:05 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
بسم رب الشهداء
22 اسفند، سالروز بزرگداشت شهدا را گرامی می داریم.

Related image



تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1396 | 05:49 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا ، بل احیاء عند ربهم یرزقون.

سلام بر تو که در حال استراحت نیز آماده ای

آرام و امیدوار به خدایی که بزرگتر از آنست که بوصف درآید

این آرامش گوارای وجودت.


افسران - شهید علیرضا محمودی پارسا...چند روز قبل از شهادت

تاریخ : دوشنبه 9 فروردین 1395 | 12:40 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

باردار بود. 
همسرش بهش گفت بیا نریم كربلا؛ ممكنه بچه از دست بره.

كربلا رفتند، حالش بد شد و دكتر گفت بچه مرده!

مادر با آرامش تموم گفت: " درست می ‌شه. فقط كارش اینه كه برم كنار ضریح امام حسین (ع) ؛ بعد خودشون هوای ‌ما رو دارند. "

كنار ضریح امام حسین (ع) یه مدت گریه كرد.

خواب دید كه بانویی یه بچه رو توی بغلش گذاشته.

از خواب كه بلند شد دكتر گفت این بچه ، همون بچه‌ ای  كه مرده بود ، نیست؛ 
معجزه شده!! مادر حاج ابراهیم همت وقتی سر بچه اش جدا شد و خواست جنازه بچه اش رو داخل قبر بذاره به حضرت زهرا (س) گفت: " خانم! امانتی ‌تون رو بهتون برگردوندم. "


محمد ابراهیم همت ;
مخففت که می کنند ، میشی " ماه " 

تاریخ : سه شنبه 9 تیر 1394 | 04:48 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات