مردان اعراف - مطالب حضرت زینب(س)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب حضرت زینب(س) ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
السلام علیک یا جبل الصبر 
شکسته دلی
نماز شکسته می خواند

Image result for ‫شهادت حضرت زینب‬‎

تاریخ : یکشنبه 12 فروردین 1397 | 05:16 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

السلام علیکِ یا بنت امیرالمومنین الامام العلی(ع) و بنت الفاطمة الزهرا(س)



حضرت امام سجاد علیه السلام درباره حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: 
بحمد الله تو دانشمند بدون آموزگار و اندیشمند بدون استاد هستی.[بحارالانوار]







تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396 | 02:42 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
السلام علیک یا 
امنیة الله ، آیة من آیات الله ، محبوبة المصطفـی ، عدیلة الخـامس من اهل الکسـاء ، 
نائبة الزهـرا ، سلیلة الزهـراء ، عابدة آل علی ، قرة عین المرتضى ، حفرة على و فاطمه ،  
شقیقة الحسن ، نائبة الحسین ، شریکة الشهیـد ، کفیلة السجاد ، عقیلى خدر الرسالة ، 
عقیلة النبـوة ، عقلیة الوحـى ، عقیلة الطالبیـن ، عقلیة القـریش ، عقیلة بنـی هـاشم ، 
عقیلة النساء ، جبل الصبر ، عالمه غیر معلمه ، فهمة غیر مفهمه ، ناموس رواق العظمه ، 
کعبة الرزایا ، ملیکـة الدنیا ، سیة العقائل ، سـرِّ ابیها ، سلالة الولایـة ، ولیدة الفصـاحة ، 
بلیغة ، فصیحة ، رضیعة ثدى الولایـة ، صدیقة الصغرى ، المعصومة الصغرى ، الموثقة ، 
الفاضلة ، الکاملة ، الباکیة ، شمسة قلادة الجلالة ، صابرة محتسبة ، نجمة سماء النبالة ، 
قرینة النوائب ، ربة خدر القدس ، مظلومة وحیدة  ، رضیعة الوحى ، باب حطة الخطایا ، 
بطلة کربلاء ، قبلة البرایا ، بیعة الفضل ، عظیمة بلواها ، صاحب الشوری و ......

میلاد حضـرت زینب سلام الله علیها مبارک.


Image result for ‫میلاد حضرت زینب‬‎


زینب در لغت به معناى درخت نیکو منظر آمده و مخفف "زین و اَب" یعنى زینت پدر.

هنگامى که حضرت زینب علیها السلام متولد شدند، مادر گرامیشان حضرت زهرا علیها السلام او را نزد پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام آورده گفتند: این نوزاد را نامگذارى کنید! حضرت فرمودند: من از رسول خدا (ص) جلو نمى‏ افتم در این ایام حضرت رسول صلى الله علیه و آله در مسافرت بودند، پس از مراجعت از سفر ، امیرالمؤمنین (ع) به حضرت عرض کردند: یا رسول الله (ص) نامى براى نوزاد انتخاب کنید. رسول خدا(ص) فرمودند: من به پروردگارم سبقت نمى‏ گیرم. در این هنگام جبرئیل فرود آمده سلام خداوند بزرگ را به پیامبر(ص) ابلاغ فرمود و گفت : نام این نوزاد را زینب بگذارید! خداوند این نام را براى او برگزیده است. 

سپس مصائب و مشکلاتى را که بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو کرد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله گریست و فرمود: هر کس براى این دختر بگرید مانند کسى است که براى برادرانش حسن و حسین علیهم السلام گریسته باشند. 


تاریخ : جمعه 15 بهمن 1395 | 01:26 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

بسم رب الزینب الصبور

سلام خدا بر بزرگ بانویی که زینت پدر نام گرفت، 

فرزند شهید، خواهر شهید، مادر شهید بود و مدافع حریم ولایت گردید.


مجموعه تصاویر ویژه وفات حضرت زینب(س)-www.jazzaab.ir

 

سالروز وفات بنت الشهید،اخت الشهید و ام الشهید،جبل الصبر و عقیلة بنی هاشم 

حضرت زینب سلام الله علیها را تسلیت عرض می نمایم.    



گریه جبرئیل بر مصایب حضرت زینب(س)

روایت شده است که پس از ولادت حضرت زینب (س)، حسین (ع) که در آن هنگام کودکی سه - چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: «خداوند به من خواهرى عطا کرده است». پیامبر(ص) با شنیدن این سخن، منقلب و اندوهگین شد و اشک از دیده فرو ریخت. حسین (ع) پرسید: «براى چه اندوهگین و گریان شدى؟ پیامبر(ص) فرمود: اى نور چشمم، راز آن به زودى برایت آشکار می‌شود.

تا اینکه روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى که گریه مى‌کرد، رسول خدا (ص) از علت گریه او پرسید، جبرئیل عرض کرد: این دختر (زینب ) از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش امام حسن(ع) شود و از این مصایب دردناک‌تر و افزون‌تر اینکه به مصایب جانسوز کربلا گرفتار شود، به طورى که قامتش خمیده شود و موى سرش سفید! پیامبر (ص) گریان شد و صورت پر اشکش را بر صورت زینب (س) نهاد و گریه سختى کرد، زهرا (س) از علت آن پرسید. پیامبر (ص) بخشى از بلاها و مصایبى را که بر زینب (س) وارد مى‌شد را براى زهرا(س) بیان کرد. 

حضرت زهرا (س) پرسید: اى پدر! پاداش کسى که بر مصایب دخترم زینب (س) گریه کند کیست؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود: پاداش او همچون پاداش کسى است که براى مصایب حسن و حسین (ع) گریه مى کند.



تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1395 | 12:44 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات



نی نی شكلك
نی نی شكلك
نی نی شكلك
چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری روشن شد که پیامبر گرامی اسلام(ص) در سفر بودند. حضرت فاطمه زهراء(س) به امیر مؤمنان(ع) عرض کردند: چون پدرم در مسافرت هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی(ع) فرمودند: من بر پدرت پیشی نمی گیرم. صبر می کنیم تا رسول خدا(ص) از سفر باز گردند. پس از بازگشت رسول خدا(ص) از ایشان خواستند تا نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه اولاد من هستند، ولی امر آن ها با خدا است و من منتظر دستور الهی می مانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.

نی نی شكلك
. حضرت زینب سلام الله علیها را « عقیله بنی هاشم» نام نهاده اند و عقیله به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد. دیگر لقب ایشان صدیقه صغری است ، به زن بسیار راستگو، صدیقه گویند، و چون فاطمه زهرا سلام الله علیها را صدیقه کبری می خواندند و علی(ع) را صدیق اکبر، زینب را صدیقه صغری نامیده اند. لقب دیگر آن بانوی بزرگوار، «عصمت صغری» است، چرا که ملکه پاک دامنی و دوری از گناه را خداوند به او عطا فرموده بود. این بانوی امین و بزرگوار القاب دیگری نیز داشته اند که از آن جمله است: «ولیّةُ الله» و «اَمینةُ الله».
نی نی شكلك

. زینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری بود و در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا (س) می مانست. در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی بود و در حلم و بردباری، هم سانِ امام مجتبی و در شجاعت و قوت قلب، بسانِ حضرت سید الشهدا.

نی نی شكلك

. زین اب ، در اصل مرکب از دو کلمه «زین»و«اب» است و زینب را از آن رو زینب گویند، که زینت و افتخار پدر است و بدین سان، آن بزرگوار را «زین ابیها» نامند؛ هم چون مادرش که«ام ابیها» است.



تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
السلام علیک یا جبل الصبر 
به بهانه نزدیکی میلاد عقیله بنی هاشم ، حضرت زینب سلام الله علیها
اگر می خواهی در صف عاشورائیان باشی ، از حجاب ، عفاف و حیای خویش
مواظبت نما. 

افسران - بانو فراموش نشود پیام عاشوراashura



تاریخ : پنجشنبه 15 بهمن 1394 | 07:05 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

خطبه کوبنده حضرت زینب سلام الله علیها در شام


در مجلس یزید، هنگامى كه چشم زینب كبرى(علیها السلام) به سر خونین برادرش امام حسین(علیه السلام) افتاد، با صداى محزونى كه دل ها را به وحشت مى انداخت فریاد زد: «یا حُسَیْناهُ! یا حَبیبَ رَسُولِ اللهِ! یَابْنَ مَكَّةَ وَ مِنى، یَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةَ النِّساءِ، یَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفى»؛ (اى حسین اى محبوب رسول خدا، اى پسر مكه و منا، اى پسر فاطمه زهرا، بانوى همه زنان جهان، اى پسر دختر (محمد) مصطفى).
راوى این ماجرا نقل مى كند: به خدا سوگند با این نداى زینب(علیها السلام)، تمام كسانى كه در مجلس بودند گریستند و در آن حال یزید ساكت بود...!!
یزید دستور داد چوب خیزرانش را آوردند و با آن به لب و دندان امام حسین(علیه السلام) مىزد. ابو برزه اسلمى (كه از صحابه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بود و در آن مجلس حضور داشت) خطاب به یزید گفت: اى یزید! آیا با چوبدستى ات به دندان حسین فرزند فاطمه مى زنى؟! من به چشم خود دیدم كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)، لب و دندان حسین(علیه السلام) و برادرش حسن(علیه السلام) را مى بوسید و مى فرمود: «أَنْتُما سَیِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنَّةِ، فَقَتَلَ اللهُ قاتِلَكُما وَلَعَنَهُ، وَأَعَدَّلَهُ جَهَنَّمَ َو ساءَتْ مَصیراً»؛ (شما دو نفر، سرور جوانان اهل بهشتید، خداوند كشنده شما را بكشد و مورد لعن قرار دهد و براى او جهنم را فراهم ساخته و بد جایگاهى است).  
یزید خشمگین شد و دستور داد او را از مجلس بیرون كردند. یزید كه سرمست از باده غرور بود و گمان مى كرد در كربلا پیروز شده، این اشعار را كه سند زنده دیگرى بر عدم ایمان او و آل امیه، نسبت به مبانى اسلام بود، با صداى بلند خواند: (1)
«لَیْتَ أَشْیاخی بِبَدْر شَهِدُوا *** جَزِعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ الاَْسَلْ فَأَهَلُّوا وَ اسْتَهَلُّوا فَرَحاً *** ثُمَّ قالُوا یایَزیدُ لاتَشَلْ ـ لَسْتُ مِنْ خِنْدَفَ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ *** مِنْ بَنی أَحْمَدَ، ما كـانَ فَعَلْ»
(كاش بزرگان من كه در جنگ بدر، كشته شده بودند، امروز مى دیدند كه قبیله خزرج چگونه از ضربات نیزه به زارى آمده است.
در آن حال، از شادى فریاد مى زدند و مى گفتند: اى یزید! دستت درد نكند!
من از فرزندان «خندف» (2) نیستم، اگر از فرزندان احمد [رسول خدا(صلى الله علیه وآله)] انتقام نگیرم).
اینجا بود كه زینب دختر على بن ابى طالب(علیه السلام) برخاست و خطبه اى غرّا خواند و فرمود:
«أَلْحَمْدُللهِِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَصَلَّى اللهُ عَلى رَسُولِهِ وَآلِهِ أجْمَعینَ ، صَـدَقَ اللهُ كَذلِكَ یَقُولُ: ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللهِ وَكَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون. (3) أَظَنَنْتَ یا یَزِیدُ حَیْثُ أَخَذْتَ عَلَیْنا أَقْطارَ الاَْرْضِ وَآفاقَ السَّماءِ، فَأَصْبَحْنا نُساقُ كَما تسُاقُ الأُسارى أَنَّ بِنا عَلَى اللهِ هَواناً، وَبِكَ عَلَیْهِ كَرامَةً وَأَنَّ ذلِكَ لِعِظَمِ خَطَرِكَ عِنْدَهُ، فَشَمَخْتَ بِأَنْفِكَ، وَنَظَرْتَ فِی عِطْفِكَ جَذْلانَ مَسْرُوراً حِینَ رَأَیْتَ الدُّنْیا لَكَ مُسْتَوْثِقَةٌ وَالاُْمُورَ مُتَّسِقَةٌ وَحِینَ صَفا لَكَ مُلْكُنا وَسُلْطانُنا، فَمَهْلاً مَهْلاً، أَنَسِیتَ قَوْلَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ: وَ لاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَیْرٌ لاَِّنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ». (4)
حمد وسپاس مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانیان است و درود خدا بر فرستاده خدا و بر خاندانش باد. خداوند راست گفت، آنجا كه فرمود: «عاقبت آنان كه اعمال بد مرتكب شدند، به جایى رسید كه آیات خدا را تكذیب كردند وآن را به سخره گرفتند». اى یزید! آیا اكنون كه زمین و آسمان را [از جهات گوناگون] بر ما تنگ كردى و ما را همانند اسیران به هر سو كشاندى، مى پندارى ما به نزد خدا خوار شدیم و تو نزد او عزیز و گرامى مى باشى؟ و تصور كردى این نشانه قدر و منزلت تو در نزد خداست؟ از این رو، باد غرور به بینى انداخته و به خود بالیدى و خرم و شادمان شدى از اینكه دیدى دنیا در كمند تو در آمده و امـور تو سامان یافته و مُلك و خلافت ما در اختیار تو قـرار گرفته ؛ پس كمى آهسته تر! آیا سخن خداوند را فراموش كردى كه فرمود: «آنها كه كافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصوّر نكنند اگر به آنان مهلت مى دهیم، به سودشان است. ما به آنان مهلت مى دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند؛ و براى آنها عذاب خوار كننده اى [آماده شده] است».
«أَ مِنَ الْعَدْلِ یَابْنَ الطُّلَقاءِ! تَخْدِیرُكَ حَرائِرَكَ وَ إِمائَكَ ، وَ سَوْقُكَ بَناتِ رَسُولِ اللهِ صَلَّـى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم سَبایا ، قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ، وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ، تَحْدُو بِهِنَّ الاَْعداءُ مِنْ بَلد اِلى بَلد، یَسْتَشْرِفُهُنَّ أَهْلُ الْمَناهِلِ وَ الْمَناقِلِ، وَ یَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِیبُ وَ الْبَعِیدُ ، وَ الدَّنِیُّ وَ الشَّرِیفُ ، لَیْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجالِهِنَّ وَلِیُّ ، وَ لا مِنْ حُماتِهِنَّ حَمِیٌّ ، وَ كَیْفَ یُرْتَجى مُراقَبَةُ مَنْ لَفَظَ فُوهُ أَكْبادَ الاَْزْكِیاءِ ، وَ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنْ دِماءِ الشُّهَـداءِ ، وَ كَیْفَ یَسْتَبْطِأُ فِی بُغْضِنا أَهْلَ الْبَیْتِ مَنْ نَظَرَ إِلَیْنا بِالشَّنَفِ وَ الشَّنَآنِ وَ الاِْحَنِ وَ الاَْضْغانِ ، ثُمَّ تَقُولُ غَیْرَ مُتَّأَثِّم وَ لا مُسْتَعْظِم: لاََهَلُّوا و اسْتَهَلُّوا فَرَحاً *** ثُمَّ قالُوا یا یَزیدُ لا تَشَلْ مُنْتَحِیاً عَلى ثَنایا أَبِی عَبْدِاللهِ سَیِّدِ شَبابِ أَهْلِ الجَنَّةِ، تَنْكُتُها بِمِخْصَرَتِكَ، وَ كَیْفَ لا تَقُولُ ذلِكَ وَ قَدْ نَكَأْتَ الْقَرْحَةَ، وَ اسْتَأْصَلْتَ الشَّأْفَةَ بِإِراقَتِكَ دِماءَ ذُرّیَةِ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَ نُجُومِ الاَْرْضِ مِنْ آلِ عَبْدِالمُطَّلِبِ، وَ تَهْتِفُ بِأَشْیاخِكَ، زَعَمْتَ أَنَّكَ تُنادِیهِمْ، فَلَتَرِدَنَّ وَ شِیكاً مَوْرِدَهُمْ وَ لَتَوَدَّنَّ أَنَّكَ شَلَلْتَ وَ بَكِمْتَ، وَ لَمْ تَكُنْ قُلْتَ ما قُلْتَ وَ فَعَلْتَ ما فَعَلْتَ».
(اى پسر كفّار آزاد شده! (5آیا این از عدالت است كه تو زنان و كنیزان خود را پشت پرده ها بنشانى ، ولى دختران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را اسیر كرده و به این سو و آن سو بكشانى و در حالى كه پرده حرمت آنان را دریده و چهره هاى آنان را در معرض دید مردم قرار داده اى، آنها را توسط دشمنان در شهرهاى مختلف بگردانى، تا مردم هر كوى و برزن به تماشاى آنان بنشینند و افراد دور و نزدیك و پست و شریف به چهره هایشان چشم بدوزند، با آنكه همراه آنان مردان و حمایت گرانشان نبودند؛ [ولى چه سود از این سخنان، زیرا] چگونه مى توان به حمایت و مراقبت آن كس امید داشت كه [مادرش] جگر پاكان را به دهان گرفته [اشاره به داستان هند جگرخوار مادر بزرگ یزید است] و گوشتش از خون شهیدان روییده؟! و چگونه در دشمنى ما اهل بیت شتاب نكند آن كس كه به ما با غرور و با نفرت، خشمگینانه و كینه توزانه نگاه مى كند و آنگاه ـ بى آنكه احساس گناه كند و ظلم و ستم خود را بزرگ بشمارد ـ [و مغرورانه] مى گوید: «اى كاش اجداد من بودند و این صحنه ها را مى دیدند و از شادى و سرور فریاد مى زدند و مى گفتند: اى یزید! دست مریزاد». این جمله را در حالى مى گویى كه بر لب و دندان ابا عبدالله(علیه السلام) سید جوانان اهل بهشت مى زنى!
آرى، چرا چنین سخن نگویى، در حالى كه با ریختن خون فرزندان رسول خدا و ستارگان زمین از خاندان عبدالمطلب، زخم دل ما را گشودى و ریشه خاندان ما را مورد تهدید قرار دادى، تو پدرانت را صدا مىزنى و خیال مىكنى آنها صدایت را مى شنوند؟! [عجله نكن!] به زودى به آنها ملحق خواهى شد؛ آن روز آرزو مى كنى كه كاش دستت شل بود و زبانت لال و این سخنان را نمى گفتى و این كارها را انجام نمى دادى).
«أَللّهُمَّ خُذْ بِحَقِّنا، وَ انْتَقِمْ مِنْ ظالِمِنا، وَ أَحْلِلْ غَضَبَكَ بِمَنْ سَفَكَ دِماءَنا، وَ قَتَلَ حُماتَنا، فَوَاللهِ ما فَرَیْتَ إِلاّ جِلْدَكَ، وَلا حَزَزْتَ إِلاّ لَحْمَكَ، وَ لَتَرِدَنَّ عَلى رَسُولِ اللهِ بِما تَحَمَّلْتَ مِنْ سَفْكِ دِماءِ ذُرِّیَّتِهِ، وَ انْتَهَكْتَ مِنْ حُرْمَتِهِ فِی عَتْرَتِهِ وَ لُحْمَتِهِ، حَیْثُ یَجْمَعُ اللهُ شَمْلَهُمْ، وَ یَلُمُّ شَعْثَهُمْ، وَ یَأْخُذُ بِحَقِّهِمْ وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِـمْ یُرْزَقُونَ. (6) وَ حَسْبُكَ بِاللهِ حاكِماً،وَ بِمُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّمَ خَصِیماً، وَ بِجَبْرَئِیلَ ظَهِیراً، وَ سَیَعْلَمُ مَنْ سَوّى لَكَ وَ مَكَّنَكَ مِنْ رِقابِ المُسْلِمِینَ ، بِئْسَ لِلظّالِمِینَ بَدَلاً، وَ أَیُّكُمْ شَرٌّ مَكاناً، وَ أَضْعَفُ جُنْداً».
خدایا! حقّ ما را بستان و از ستمگرانِ بر ما، انتقام بگیر و خشمت را بر آن كس كه خون ما را بر زمین ریخت و حامیان ما را كشت فرو فرست.[اى یزید] به خدا سوگند [با این جنایت] جز پوست خود را ندریدى و جز گوشت خود را نبریدى و در حقیقت خود را نابود كردى؛ به یقین با حمل بارى كه از ریختن خون فرزندان رسول خدا و هتك حرمت آن حضرت در ارتباط با خاندان و جگر گوشه هایش ـ بر دوش دارى، بر رسول خدا وارد خواهى شد؛ در آن جا خداوند آنان را گرد خواهد آورد و پریشانى آنها را بر طرف خواهد ساخت و داد آنها را بستاند. [آرى] «گمان مبـر آنان كه در راه خـدا كشته شده اند، مرده اند ، بلكه زندگان جاویدند و نزد پروردگارشان روزى مى خورند». 
همین بس كه در دادگاهى حاضر شوى كه داورش خداست و رسول خدا معارض تو و جبرئیل گواه و پشتیبان او.
به زودى آن كس كه حكومت را براى تو هموار ساخت و تو را بر گرده مسلمین سوار كرد، خواهد دانست كه چه كیفر بدى نصیب ظالمان خواهد شد و خواهد فهمید كه جایگاه چه كسى بد است و لشكر چه كسى ضعیف تر و ناتوان تر است).
«وَ لَئِنْ جَرَّتْ عَلَیَّ الدَّواهِی مُخاطَبَتَكَ، إِنِّی لاََسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ، وَ أَسْتَعْظِمُ تَقْرِیعَكَ، وَ أَسْتَكْثِرُ تَوْبِیخَكَ، لكِنَّ العُیُونَ عَبْرى، وَ الصُّدُورَ حَرّى، أَلا فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ لِقَتْلِ حِزْبِ اللهِ النُّجَباءِ بِحِزْبِ الشَّیْطانِ الطُّلَقاءِ، فَهذِهِ الاَْیْدِی تَنْطِفُ مِنْ دِمائِنا، وَ الأَفْواهُ تَتَحَلَّبُ مِنْ لُحُومِنا، وَ تِلْكَ الجُثَثُ الطَّواهِرُ الزَّواكِی تَنْتابُها العَواسِلُ، وَ تُعَفِّرُها اُمَّهاتُ الْفَراعِلِ. وَ لَئِنِ اتَّخَذْتَنا مَغْنَماً لَتَجِدَ بِنا وَ شِیكاً مَغْرَماً حِیْنَ لا تَجِدُ إلاّ ما قَدَّمَتْ یَداكَ، وَ ما رَبُّكَ بِظَلاَّم لِلْعَبِیدِ، وَ إِلَى اللهِ الْمُشْتَكى، وَ عَلَیْهِ الْمُعَوَّلُ، فَكِدْ كَیْدَكَ، وَ اسْعَ سَعْیَكَ، وَ ناصِبْ جُهْدَكَ، فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنا، وَ لا تُمِیتُ وَحْیَنا، وَ لا تُدْرِكُ أَمَدَنا، وَ لا تَرْحَضُ عَنْكَ عارَها، وَ هَلْ رَأیُكَ إِلاّ فَنَدٌ، وَ أَیّامُكَ إِلاّ عَدَدٌ، وَ جَمْعُكَ إِلاّ بَدَدٌ؟ یَوْمَ یُنادِی الْمُنادِی: أَلا لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الظّالِمِینَ.
وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، أَلَّذِی خَتَمَ لاَِوَّلِنا بِالسَّعادَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ، وَ لاِخِرِنا بِالشَّهادَةِ وَ الرَّحْمَةِ. وَ نَسْأَلُ اللهَ أَنْ یُكْمِلَ لَهُمُ الثَّوابَ، وَ یُوجِبَ لَهُمُ الْمَزیدَ، وَ یُحْسِنَ عَلَیْنَا الْخِلافَةَ، إِنَّهُ رَحیمٌ وَدُودٌ، وَ حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكیلُ»
.

اگر مصیبت هاى بزرگ روزگار،كارم را به اینجا كشانده كه با تو سخن بگویم، ولى [بدان] من به یقین، ارزش تو را كوچك و ناچیز و سرزنش تو را بزرگ مى شمارم و فراوان تو را توبیخ مى كنم، ولى چه كنم كه دیده ها گریان و سینه ها سوزان است.
جاى شگفتى بسیار است كه گروهى الهى و برگزیده، به دست حزب شیطان و بردگانِ آزاد شده، كشته شوند و خون هاى ما از این پنجه ها[ى ناپاك] بچكد و پاره هاى گوشت ما از دهان [ناپاك] شما بیرون بیفتد و شما گرگ هاى وحشى پیوسته به سراغ آن بدن هاى پاك و پاكیزه آئید و بچه كفتارها آن ها را به خاك بمالند؟
اگر امروز [پیروزى بر] ما را غنیمتى براى خود مى دانى، به زودى آن را غرامت [و مایه زیان] خود خواهى یافت، در آن روز كه جز محصول كرده خویش را نخواهى یافت. و هرگز پروردگار، به بندگانش ستم نخواهد كرد. من فقط به خدا شكوه مى كنم و تنها بر او اعتماد مى نمایم.
[اى یزید] هر چه نیرنگ دارى به كار بند و نهایت تلاشت را بكن و هر كوششى كه دارى به كار گیر؛ امّا به خدا سوگند [با همه این تلاش ها] یاد ما را [از خاطره ها] محو نخواهى كرد و [چراغ] وحى ما را خاموش نتوانى نمود و به موقعیت و جایگاه ما آسیب نخواهى رساند. هرگز لكّه ننگ این كار، از تو پاك نخواهد شد. رأى و نظرت سست و زمان دولت تو اندك است و جمعیت تو به پراكندگى خواهد انجامید در آن روز كه منادى ندا دهد: «لعنت خدا بر ظالمان باد».
حمد و ستایش ویژه خداوندى است كه پروردگار جهانیان است، همانكه آغاز كار ما را به سعادت و مغفرت و پایان كار ما را به شهادت و رحمت رقم زد. از خداوند براى آن شهیدان پاداش كامل و افزودن بر پاداش ها، مى طلبم و [از او مى خواهم كه] ما را جانشین نیك آنها قرار دهد؛ او مهربان و دوستدار است و خداوند ما را كافى است و او بهترین حامى ماست). (7) 
این خطبه غرّا، یكى از فصیح ترین و كوبنده ترین خطبه هاى تاریخ اسلام است؛ گویى تمام آن از روح بلند على بن ابى طالب (علیه السلام) و شجاعت بى نظیرش تراوش كرده و بر زبان دخترش زینب كبرى(علیها السلام) جارى شده كه با همان زبان و همان منطق پدر سخن مى گوید.
پی نوشت ها:
1-  بیت دوم این ابیات از «عبدالله بن زَبْعَرِى» از دشمنان سرسخت رسول خداست، وى اشعارى را پس از جنگ احد و كشته شدن یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سرود و در آن آرزو كرد كه كاش كشتگان ما در جنگ بدر امروز بودند و مى دیدند كه قبیله خزرج (از قبایل مسلمان مدینه) چگونه زارى مى كردند. یزید از این بیت استفاده كرد و بقیه را خود سروده است. 2- خندف از جدّه هاى اعلاى قریش و از جمله یزید محسوب مىشود. (تاریخ طبرى ج 1)
3- سوره روم، آیه 10. 4- سوره آل عمران آیه 178
5- اشاره به ماجراى فتح مكه می باشد كه رسول خدا صلى الله علیه وآله ، ابوسفیان و معاویه و دیگر سران قریش و معاندان را بخشید و فرمود: «إذْهَبُوا فَأَنتُمُ الطُّلَقاءُ»؛ بروید! شما آزادید. بحارالانوار.
6- سوره آل عمران آیه 169. 7- مقتل الحسین مقرّم ، بحارالانوار ، احتجاج.

تاریخ : چهارشنبه 6 آبان 1394 | 01:46 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
سلام علی قلب زینب صبـور

افسران - سَلامٌ عَلی قَلبِ زَینَبَ الصَّبور...

اذن دخول حرم مطهر حضرت زینب علیها السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
بِاذْنِ اللَّهِ وَاذْنِ رَسُولِهِ وَاذْنِ مَلائِکَتِهِ ، الْمُقَرَّبینَ وَانْبِیائِهِ الْمُرسَلینَ، وَالْأَئِمَّهِ الْمَعْصُومینَ، وَبِاذْنِ السَیِّدَهِ زَیْنَبَ الْکُبْری بِنْتِ الْامامِ امیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلَیْهِ السَّلامُ، ادْخُلُ هذِهِ الرَّوْضَهَ الْمُبارَکَهَ، وَادْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ، وَاعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِیَّهِ، وَلِلنَّبِیِ وَالْأَئِمَّهِ الْمَعْصُومینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ بِالطاعَهِ، رَبِّ ادْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ، وَاخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ، وَاجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً.
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ فـاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا اُخْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـابِنْتَ وَلِیِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِیِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا عَمَّةَ وَلِیِّ اللهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکـاتُهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ عَرَّفَ اللهُ بَیْنَنـا وَبَیْنَکُمْفِى الْجَنَّةِ ، وَحَشَرَنـا فی زُمْرَتِکُمْ ، وَاَوْرَدَنـا حَوْضَ نَبیِّکُمْ ، وَسَقـانـا بِکَاْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبی طـالِب ، صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ، اَسْئَلُ اللهَ اَنْ یُرِیَنـا فیکُمُ السُّرُورَ وَالْفَرَجَ ، وَاَنْ یَجْمَعَنـا وَاِیّـاکُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ ، مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَاَنْ لا یَسْلُبَنـا مَعْرِفَتَکُمْ ، اِنَّهُ وَلِیٌّ قَدیرٌ، اَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ بِحُبِّکُمْ، وَالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِکُمْ، وَالتَّسْلیمِ اِلَى اللهِ راضِیاً بِهِ غَیْرَ مُنْکِروَلا مُسْتَکْبِر ، وَ عَلى یَقینِ مـا اَتى بِهِ مُحَمَّدٌ، وَبِهِ راض نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهَکَ یـا سَیِّدی، اَللّهـُمَّ وَرِضـاکَ وَالدّارَ الآخِرَةَ ، یـا سَیِّدَتی یـا زَیْنَبُ ، اِشْفَعی لی فِى الْجَنَّةِ، فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَاْناً مِنَ الشَّاْنِ ، اَللّهـُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تَخْتِمَ لی بِالسَّعـادَةِ ، فَلا تَسْلُبْ مِنّی مـا اَنَا فیهِ ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ، اَللّهـُمَّ اسْتَجِبْ لَنـا وَتَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَعِزَّتِکَ ، وَبِرَحْمَتِکَ وَعـافِیَتِکَ ، وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ اَجْمَعینَ ، وَسَلَّمَ تَسْلیماً یـا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

تاریخ : یکشنبه 3 آبان 1394 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات