مردان اعراف - مطالب علما و اولیاء الهی

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب علما و اولیاء الهی ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

 حاج اسـماعیل دولابی(ره): 

هر وقت فڪر ڪردی و از خودت زشــتی دیـدی استــغفار ڪن، 
زشـــتی را پاڪ می ڪند. 

وقتی زیــبایی دیدی بر پیامـبر (ص) و آلش صـلوات بفرست، 
زیبایی را زیـاد می ڪند.


تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1398 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

 اگر شما خوشحال نباشید هر كس ببیند، 
می‌گوید اینها چه مولایی دارند،
 كه اصلاً امیدوار نیستند آنها را ببخشد.

حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود 
که به راستی خوب خدایی است.

تاریخ : شنبه 29 تیر 1398 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
بمناسبت سالگرد رحلت« عبدِ خدا» حاج محمد اسماعیل دولابی:

Image result for ‫حاج اسماعیل دولابی‬‎

....هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ 
زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ 
هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.....

تاریخ : سه شنبه 9 بهمن 1397 | 11:52 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

چرا انسان نیاز به دین دارد؟
تشریف مى ‏برید به مغازه‏ اى، یک چرخ خیاطى مى‏ خرید، بعد مى ‏بینید که صاحب مغازه یک دفترچه به شما مى ‏دهد که آداب نگاهدارى این چرخ در آن نوشته است. این دفتر به خریدار هشدار مى ‏دهد که این چرخ خیاطى است نه سرّاجى، پوست را به دهانش نگذار، بست و گشودش بدین‏ گونه است، نخ و پارچه ‏اش باید چنین و چنان باشد، این دفترچه دین این چرخ است، دستوراتش باید در متن چرخ پیاده شود تا چرخ سالم بماند و خراب نشود؛ همچنین آن دست مبارک و تبارک الله احسن الخالقین که این صنع شگفت انسان را آفرید کتابى براى نگهدارى این صنعت به نام قرآن در کنارش گذاشت، دستورات این کتاب باید در متن افعال و احوال انسان و اجتماع او پیاده شود تا حیات انسانى به دست آورد و صاحب مدینه فاضله گردد. (حضرت علامه حسن زاده آملی)
تاریخ : جمعه 28 آبان 1395 | 09:55 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

 

سالروز رحلت مرجع عالیقدر عالم تشیع ، حضرت ایت الله العظمی بروجردی تسلیت باد.

آیت الله بروجردی در ماه صفر سال 1292 ه.ق (1250ش) در شهر بروجرد دیده به جهان گشود از همان اوان کودکی مورد مهر و علاقه سرشار پدر دانشمندش قرار گرفت، وقتی هفت ساله شد پدرش او را به مکتب فرستاد تا به تحصیل اشتغال ورزد.

در سن هیجده سالگی- 1310- به اصفهان که در آن روزگار حوزه علمی گرمی داشت رهسپار گردید.پس از ورود به اصفهان مدت چهار سال با جدیت و پشتکار مخصوص به خود، سرگرم تکمیل معلومات خود و کسب فیض از محضر استادان بزرگ فن شد.

در سال 1314 که بیست و دو بهار را پشت سر می گذاشت، به دستور پدر به بروجرد احضار شد، او گمان می کرد پدرش می خواهد او را برای ادامه تحصیل به نجف اشرف که بزرگترین حوزه علمیه شیعه بود بفرستد، ولی پس از ورود و دیدار پدر و بستگان مشاهده می کند که علی رغم انتظار او، مقدمات ازدواج و تأهل او را فراهم کرده اند. از این پیش آمد اندوهگین می شود و چون پدر علت اندوه و تأثر او را می پرسد می گوی: « من با خاطر آسوده و جدیت بسیار سرگرم کسب دانش بودم ولی اکنون بیم آن دارم که تأهل میان من و مقصدم حائل گردد و مرا از تعقیب مقصود و نیل به هدف باز دارد! »

پدر به وی می گوید: فرزند! این را بدان که اگر به دستور پدرت رفتار کنی امید است که خداوند به تو توفیق دهد تا به ترقیات مهمی نائل شوی. گفته پدر تأثیر بسزائی در وی می بخشد و او را از هر گونه تردید بیرون آورده و بالاخره پس از ازدواج و اندکی توقف مجدداً به اصفهان برگشته پنج سال دیگر به تحصیل و تدریس علوم و فنون مختلفه اهتمام می ورزد...

شوال 1380 ق. فرا رسید و بیماری بر پیكر مرجع جهان اسلام، پنجه افكند. در چنین روزهایی گروهی از ارادتمندان به عیادتش شتافتند. استاد، كه بسیار اندوهگین می‎نمود، سربلند كرد و گفت: عمر ما گذشت. ما رفتیم و نتوانستیم چیزی برای خود از پیش بفرستیم و عمل با ارزشی انجام دهیم.!!  یكی از حاضران گفت: آقا، شما دیگر چرا؟ بحمدالله این همه آثار نیك از خود بر جای نهاده‎اید؛ شاگردان پرهیزگار ، كتابهای پرارزش. مسجدها و كتابخانه‎ها ساخته‎ایدو....ما باید چنین سخنی بر زبان برانیم.

فقیه پارسای شیعه فرمود: خَلِّصِ العَمَل فَانَّ الناقِدَ بصیر بصیر.

سرانجام در سیزدهم شوال 1380 هـ.ق برابر با دهم فروردین 1340 هـ.ش، برای همیشه چشم از جهان فرو بست . حاضرانی که درکنار بالین آن حضرت نشسته بودند می­گویند : آن مرد بزرگ خطاب به پزشكان و اطرافیان كه مشغول تلاش بودند، چنین فرمودند :

«مرگ است ، مرگ ... رها كنید ... یا الله ، لااله الا الله ...» و پس از سه مرتبه تكرار، این جمله ، دیدگان پر فروغ و حق ‌بینش آهسته به روی هم قرار گرفت ، لب‌ها بسته شد ، قلب آرام گرفت ، پیكر عزیز و شریفش بی‌حركت گردید ، دفتر حیات عاریت بسته شد و خورشید درخشان عمر، غروب كرد ، روح پاك او ، با فراغت بال و سرشار از عظمت قدم به دنیای جاوید گذاشت تا در جوار قرب كردگار و ائمه معصومین آرام گیرد ... .

جرج جرداق نویسنده و دانشمند مسیحی لبنانی ، مولف کتاب ارزشمند و خواندنی الامام علی صوت العدالة الانسانیه ، کتاب خود را به مرحوم آیت­الله العظمی بروجردی اهدا کرد و در نامه­ای برای آن بزرگوار نوشته:

«... من شما را شایسته ­ترین شخصیتی یافتم که این کتاب را به او هدیه نمایم ، لذا آن را به شما اهدا می­کنم.»

روحش شاد و محشور با اجداد معصوم و طاهرینش باد.


تاریخ : یکشنبه 27 تیر 1395 | 08:04 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 

گناه از انسان سلب توفیق می‌كند

 

آیةالله مجتهدی


امام صادق علیه‌السلام فرمودند: 

إنّ العمل السیّیء أسرع فی صاحبه من السكّین فی اللّحم

گناه سریع‌تر و اثر كننده‌تر است در صاحبش از چاقو در گوشت.

كسی كه حمام رفته است و لباس تمییز پوشیده است همین كه یك سیاهی روی صورت یا لباسش بنشیند می‌فهمد، ولی كسی‌كه مثلاً در مكانیكی كار كرده و سیاه شده هر قدر هم خاك بخورد و سیاه شود متوجّه نمی‌شود و گناه هم همین‌طور است، كسی كه تزكیه كرده و خودش را تمیز كرده می‌فهمد یك گناه چه‌قدر اثر دارد ولی كسی‌كه غرق گناه است هر چه‌قدر گناه كند، ككش هم نمی‌گزد.

میرزا جواد آقا ملكی تبریزی استاد حضرت امام (رحمه‌الله) در مجلس حضور داشتند كه غیبتی صورت گرفت ، ایشان دفاع كردند ولی سودی نبخشید ؛ از مجلس بیرون آمدند و فرمودند: این مجلس چهل روز مرا عقب انداخت. بله ایشان می‌فهمیدند كه یك گناه چقدر اثر دارد ، چون خودشان را تزكیه كرده بودند.

بندگی كن تا كه سلطانت كنند

تن را رها كن تا كه جانانت كنند



تاریخ : پنجشنبه 28 آبان 1394 | 08:14 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات