مردان اعراف - مطالب فحشا در جاهلیت

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب فحشا در جاهلیت ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
رسولخدا (ص) در چگونه دوره ای مبعوث شدند 
در دوره ای که فحشا به صورت های گوناگون درمیان آنان رواج کامل داشت؛ تا آنجا که واژه ی «فحشا» در قرآن در سیزده مورد آمده و در مورد «زنا» و «لواط» و اعمال زشت و ننگین به کار رفته است. آیات مربوط به آن در سوره «نساء» آیه های ۱۵ و ۱۶، و در سوره ی نور، آیه های ۲ و ۳ وارد شده است.
زنا نزد مردم جاهلی مرسوم بود و مردان به طور علنی مرتکب آن می‌شدند و نه تنها عیب محسوب نمی‌شد که به آن افتخار نیز می‌کردند و آن را نشانة مردانگی می‌دانستند. آنان زنایی را عیب می‌دانستند و بر آن عقاب می‌کردند که مرد غریبه‌ای با زنی بدون اجازه شوهرش همبستر شود. واداشتن کنیزان به زنا و بهره‌کشی جنسی از آنان (اجاره دادن کنیران به دیگران) نیز اگر با اجازه صاحبان آنان بود، عیبی نداشت. شواهد متعدد حاکی از این نکته است که زنان در جامعه عرب قبل از اسلام برای حضور در اجتماع، از پوشش مناسب و مطلوب برخوردار نبودند.
از دیگر شواهد بی‌انضباطی در روابط زن و مرد در دوران جاهلی، طواف برهنه زنان دور خانه خداست. دربارة ریشه این عمل، اختلاف است. برخی گفته‌اند ترفند قریش در نیازمند کردن حجاج در اخذ لباس از اهل حرم، در شیوع این رسم جاهلی بی‌تأثیر نبوده است. ولی آنچه مسلم است این‌که موسم حج در جاهلیت به فصلی برای عرضه زنان بر مردان تبدیل شده بود. برخی از زنان به قصد دلربایی از مردان، به صورت عریان طواف می‌کردند تا خواستگار مورد نظرشان پیدا شود. 
اختلاط، بی‌بند و باری و شهوت‌رانی به حدی بود که شاعرِ هوس‌بازِ اموی، عمر بن ربیعه، در شعری حسرت آن روزها را می‌برد و آرزوی بازگشت آن ایام و طواف‌ها را می‌کرد.
در صحیح بخاری از عایشه نقل می کنند: در جاهلیت عرب چهار نوع زناشویی وجود داشته است. 
یک نوع همان است که امروز معمول و جاری است که مردی به وسیله پدر دختر از دختر خواستگاری می کند و پس از تعیین مهر با او ازدواج می کند و فرزندی که از آن دختر پیدا می شود از لحاظ تعیین پدر تکلیف روشنی دارد.
نوع دیگر این بوده که مردی در خلال ایام زناشویی با زنی، خودِ مرد، وسیله زناشویی همسرش را با مرد دیگری برای یک مدت محدود فراهم می کرده است تا از او برای خود نسل بهتری بوجود آورد، به این ترتیب که مرد از زن خود کناره گیری می کرد تا او خود را در اختیار فلان شخص معین بگذارد و تا وقتی که از آن شخص معین آبستن نمی شد به کناره ‏گیری خودش ادامه می داد، همین که روشن می شد آبستن شده با او نزدیکی می کرد. این کار را در مورد کسانی می‏ کردند که آنها را برای تولید فرزند از خود شایسته تر می دانستند. و در حقیقت اینکار را برای بهبود نسل‏ و اصلاح نژاد انجام می‏ دادند، این نوع زناشوئی را که در واقع زناشوئی در خلال ایام زناشوئی دیگر بود، نکاح استبضاع می ‏نامیدند.
نوع دیگر زناشوئی این بود: گروهی که تعدادشان کمتر از ده نفر می بود با یک زن معین رابطه برقرار می‏ کردند، وقتی که آن زن آبستن می شد و فرزندی بدنیا می ‏آورد، همه آن گروه را نزد خود دعوت می کرد و طبق‏ عادت و رسم آن زمان آن مردان نمی ‏توانستند از آمدن سرپیچی کنند، همه‏ می‏ آمدند، در این هنگام آن زن هر کدام از آن مردان را که خود مایل بود به عنوان پدر برای فرزند خود انتخاب می‏کرد و آن مرد حق نداشت از قبول آن‏ فرزند امتناع کند. به این ترتیب، آن فرزند، فرزند رسمی و قانونی آن مرد محسوب میشد.
نوع چهارم این بود که زنی رسما عنوان " روسپی گری " داشت، هر مردی‏ بدون استثناء می‏توانست با او رابطه داشته باشد، اینگونه زنان معمولا پرچمی بالای خانه خود میزدند، و با آن علامت شناخته میشدند، اینچنین‏ زنان پس از آن که فرزندانی به دنیا می‏آوردند همه مردانی را که با آنها ارتباط داشتند جمع می‏کردند و آن گاه کاهن و قیافه شناس می‏آوردند، قیافه‏ شناس از روی مشخصات قیافه رأی می‏داد که این فرزند از آن کیست، و آن‏ مرد هم مجبور بود نظر قیافه شناس را بپذیرد و آن فرزند را فرزند رسمی و قانونی خود بداند.
همه این زناشوئی‏ ها در جاهلیت وجود داشت ، تا خداوند محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را به پیغمبری برگزیدند و او همه آنها را جز آنچه اکنون‏ معمول است، از میان برد ".

تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات