مردان اعراف - مطالب تهمت،حسادت و حسود

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب تهمت،حسادت و حسود ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
حسد و مفاسد آن

حسد

قال امیرالمومنین علی علیه السلام: 

الْحَسُـــودُ لَا یَسُـــودُ.

حسد عبارت است از: تمنای زوال نعمتی از برادر مسلم خود، از نعمتهائی که صلاح او باشد. و اگر تمنای زوال نعمت از او نکند، بلکه مثل آن را از برای خود خواهد، آن را «غبطه» و «منافسه» خوانند و اگر زوال چیزی را از کسی خواهد که صلاح او نباشد آن را غیرت گویند. معیار در حسد، آن است که: آنچه را از برای خود نخواهی از برای او خواهی. وآنچه را از برای خود خواهی، از برای او نخواهی. دیگر این که: حسد، اَشَّدِ امراض نفسانیه و دشوارترین همه و بدترین رذایل و خبیث ترین آنهاست.

حسد ، صاحب خود را به عذاب دنیا گرفتار و به عقاب عقبی مبتلا می سازد، زیرا که: حسود در دنیا لحظه ای از حزن و الم و غصه و غم خالی نیست. چون او هر نعمتی که از کسی ببیند متالم می شود. و چون نعمت خدا نسبت به بندگان خود بی نهایت است، و هرگز منقطع نمی شود پس حسود بیچاره ، پیوسته محزون و غمناک است. از حسادت حسود اصلاً به محسود ضرری نمی رسد، بلکه ثواب و حسنات شخص حسود زیاد می شود و درجات شخصی که مورد حسادت واقع شده، بلند می گردد و به جهت غیبتی که حسود از او می کند و سخنی که نباید بگوید ، در حق او می گوید، وزر و وبال محسود را بر دوش خود می گیرد و اعمال صالحه خود را به دیوان اعمال او نقل می نماید. و با وجود همه اینها چنانچه حسود به دقت تامل کند، می فهمد که: اودر مقام عناد و ضدیت با رب الارباب است، زیرا که: هر که را نعمتی و کمالی است از رشحات فیض واجب الوجود، و مقتضای حکمت شامله، و مصلحت کامله او است. پس مشیت و اراده او چنین اقتضا فرموده که: آن نعمت از برای آن بنده حاصل باشد ، ولی این حسود مسکین، زوال آن را می خواهد. و این نیست مگر نقیض مقدرات الهی را خواستن. و اراده خلاف مراد خدا را کردن، بلکه حسود، طالب نقص است بر خداوند - سبحانه - . یا خدا را - العیاذ بالله - جاهل می داند، زیرا که: اگر آن محسود را قابل و لایق آن نعمت می داند و با وجود این، زوال آن را از خدا می طلبد، این نقص بر خداست، که کسی را که سزاوار نعمتی باشد منع نماید. و اگر او را لایق نمی داند، پس خود را داناتر از خدا می داند به مصالح و مفاسد. و این هر دو کفر است. و چون شکی نیست که: آنچه خدا می کند محض خیر و مصلحت، و خالی از جمیع شرور و مفاسد است ، پس حاسد فی الحقیقه دشمن خیر، و طالب شر و فساد است، لذا او شریر و مفسد است و از این ها معلوم می شود سِرِّ آنچه مذکور شد، که: حسد، بدترین رذایل، و حاسد، شریرترین مردمان است. و چه خباثت از این بالاتر که: کسی متالم باشد از راحت بنده ای از بندگان خدا، که هیچ ضرری به او نداشته باشد. و از این جهت آیات و اخبار بی نهایت در مذمت این صفت وارد شده است. چنان که خدای - تعالی - درمذمت قومی می فرماید:

ام یحسدون الناس علی ما آتیهم الله من فضله. (سوره نساء) «آیا حسد می کنند مردمان را بر آنچه خدای تعالی از فضل خود بر ایشان عطا فرموده؟

از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله مروی است که: «حسد، می خورد اعمال حسنه را، همچنان که آتش هیزم را می خورد» 

و از آن حضرت روایت شده که: «پروردگار عالم به موسی بن عمران علیه السلام وحی فرمود که: حسد مبر به مردم بر آنچه از فضل من به ایشان رسیده است. و چشمهای خود را بر آن مینداز و دل خود را همراه او مکن. به درستی که کسی که حسد دارد، خشمناک بر نعمتهای من است و برابری می کند قسمت هائی را که من میان بندگان خود تقسیم کرده ام. و هر که چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست». (کافی)



تاریخ : شنبه 28 فروردین 1395 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات