مردان اعراف - مطالب حضرت سلیمان و مرگ

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب حضرت سلیمان و مرگ ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

 کل من علیها فان ...

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام از قول جدشان فرمودند:

روزی سلیمان بن داود به اصحابش فـرمود: خداوند تبارک و تعـالی به من سلطنتی داده که بعد از من زیبنده احدی نیست ، حکومت بر باد ، انسان و جن و حوش ، و زبان پرندگان را تعلیم من نموده و علاوه بر این ، آنچه موجب سُـرور و شادی من از ابتدای روز تا شب می باشد را نیز هم فراهم نموده، اینک مایلم که داخل قصرم شوم و به بالاترین نقطه آن روم و آنچه تحت قـدرت و سلطنتم است بنگـرم. از شما می خواهم که به احـدی اجازه ندهید که نزد من آید و نشـاط و سُـرور مرا به گرفتگـی تبدیل نماید.
فردا شد سلیمان عصایش را به دست گرفت و به بلند ترین مکان قصرش رفت و به عصایش تکیه داده بود که ناگهـان جوانی جلویش ظاهـر شد ، سلیمان به او گفت: چه کسی تو را به اینجا راه داد ، با آن که من به نگهبانان سپرده بودم که می خواهم تنها باشم و به کسی اجازه داخل شدن بر من را ندهند.
پس جوان گفت: من کسی هستم که برای ورود و خروجم از کسی اجازه نمی گیرم و صاحب این قصر مرا راه داده و به اجازه او وارد بر تو شدم،من (ملک الموت هستم.) این را بگفت و سلیمان را قبض روح نمـود و سلیمان که در بالای قصـرش تکیه بر عصا زده بود با همان حال باقی بود تا یک سال و چون کسی اجازه ورود نداشت ، هیچ کس از مرگش خبر نداشت تا اینکه موریانه ای عصای او را خورد و سلیمان با رو بر زمین افتاد و لشکریانش فهمیدند که او وفات نموده است.
علل الشرایع جلد 1




تاریخ : دوشنبه 22 شهریور 1395 | 11:32 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات