مردان اعراف - مطالب فضائل امیــرالمومنین امام علی (ع)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)

مردان اعراف - مطالب فضائل امیــرالمومنین امام علی (ع) ...و بینهما حجاب و على الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا أصحاب الجنة أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون.(اعراف/49 -46)
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 عَنْ جَابِر بْنِ عَبْدِ اللهِ: قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص):
«مَكْتُوبٌ عَلَی بَابِ الْـجَنَّةِ [لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ]، 
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، 
عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَخُو رَسُولِ اللهِ 
قَبْلَ أَنْ یَـخْلُقَ [اللهُ] السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِأَلْفَیْ عَامٍ».
[فردوس الاخبار]

بر سَردَرِ بهشت نوشته شده: 

[خدایی جز الله نیست] 

محمد فرستادة خداست، 

و علی برادر فرستادة خداست 

پیش از دوهزار سال از آنكه خداوند آسمان و زمین را بیافریند.

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


نه خدا توانمش خواند،

 نه بشر توانمش گفت،  

متحیرم چه نامم،

شه ملک لا فتی را





تاریخ : یکشنبه 27 مرداد 1398 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

نی نی شكلكنی نی شكلك

برتری مطلق امیرالمومنین حضرت امام علی علیه السلام بر انبیاء سلف

صعصعه بن صوحان زمانی  که امیرالمونین ضربت خورده بود بر ایشان وارد شد و عرض کرد: یا امیرالمومنین شما برترید بر آدم ابوالبشر؟ فرمود: زشت است که مرد از پاکی خود بگوید؛ ولی خداوند به آدم فرمود: تو و همسرت در بهشت مسکن گزینید و از نعمت های فراوان آن  استفاده کنید و به این درخت نزدیک نشوید، که در آن صورت از ظالمین خواهی بود.اما خدا بسیاری چیزها را بر من مباح کرده بود که من به آنها نزدیک نشدم.

صعصعه عرضه داشت شما برترید یا نوح؟ فرمود: نوح قومش را نفرین کرد درحالی که من آنانی را که به من ظلم کردند نفرین نکردم و فرزند او کافر بود درحالی که دو فرزند من سید جوانان بهشتند.

صعصعه گفت شما برترید یا موسی؟ فر مود: خداوند موسی را به سوی فرعون فرستاد پس موسی گفت: که من کسی از آنها را کشته ام و میترسم آنان مرا بکشندو درحالی که من  به دستور پیامبر سوره برائت را برای قریشیان خواندم بدون آنکه بترسم در حالی که بسیاری از شجاعانشان را کشته بودم.

صعصعه گفت شما برترید یا عیسی بن مریم؟ فرمود:مادر عیسی در بیت المقدس بود هنگامی که ولادت او رسید ندایی گفت از این مکان خارج شو که اینجا محل عبادت است نه ولادت درحالی که مادر من وقتی وضع حملش نزدیک شد در حرم بود پس دیوار کعبه شکافته شد و همان ندا گفت داخل شو پس به وسط خانه وارد شد و این فضیلت برای هیچکس نیست، چه قبل من و چه بعد من.   (الانوارالنعامیه ج1)


تاریخ : یکشنبه 27 مرداد 1398 | 12:57 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
معاویه وارد مکه شد، گـروهی بر معاویه وارد شـدند و گفتند: آیا می دانی که ابن عباس تفسیر قرآن می کنه؟ معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمۀ پیغمبر بوده، او از هاشمیان است! اگر او نکند که تفسیر کند؟!
گفتند: تفسیر میکند آیات رو به نفع علی بن ابیطالب! ما از این شاکی هستیم!
معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس میشوم و جمعشان را برهم میزنم.
معاویه وارد مجلس تفسیـر ابن عباس می شود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیـر آیات میکرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید! بعد از مجلس، معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت: ابن عباس، تو تفسیر آیات میکنی یا فضائلِ علی بن ابیطالب را بازگو میکنی؟!
ابن عباس: معاویه به من بگو: کجای قـرآن است که فضائل علـی بن ابیطالب نیست؟ 
از خودت هم سوال میکنم جواب میدهی؟
"انَّما اَنتَ مُنذِرُ وَلِکُلِ قَومِ هاد" این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه: رسول خدا فرمود منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است! ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟!
ابن عباس: "اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا" بگو این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه: این هم قصه طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟
ابن عباس: "اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون" معاویه این آیه برای کیست؟
معاویه: زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد، این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم! ولی حتما این را باید بخوانی؟
ابن عباس: "عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم" معاویه بگو این آیه در حق کیست؟
معاویه: رسول خدا فرمود خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش می پرسند و هم من از علی خواهم پرسید، ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟
ابن عباس: "وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا" بگو ببینم این آیه برای کیست؟
معاویه: پیغمبر فرمود حبل الله علی بن ابیطالب است، دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه می شوید. ولی باید همین را تفسیر کنی؟
ابن عباس: "کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم" این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه: این قصه قصه ی علم علی بین ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند، ولی لازم است حتما این را بخوانی؟
ابن عباس: "قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ" بگو به من که این آیه برای کیست؟
معاویه: این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند، ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟
ابن عباس: "ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع" این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه: روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود، شخص رو به پیغمبر کردو گفت به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم! آیا باید همین آیه را بخوانی؟
ابن عباس: "یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک" این آیه دیگر برای چیست معاویه؟
معاویه: این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم! ولی این را حتما باید بازگو کنی؟
ابن عباس: "اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم" معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟
معاویه: این آیه هم، اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است، ولی آیه ای دیگر بخوان نه این!
ابن عباس از جا بلند شد و گفت: معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟!
معاویه: اصلا، ابن عباس بخوان: "اِذا زُلزِلَتِ الارضُ زِلزالَها"
ابن عباس: معاویه در این مورد هم شرمندتم که حتی این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است!
معاویه: علی در این آیه دگر چه میکند ابن عباس؟!
ابن عباس: نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همۀ مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: زمین! ابوتراب بر تو امر میکند آرام گیر!
معاویه که از غضب بر خود میپیچید گفت: ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود...
 بحار الانوار ج ۴۴ ص ۱۲۵


تاریخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 | 01:16 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
 

پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم فرمودند:

در شب معراج هنگامی که به آسمان چهارم وارد شدم دیدم علی (ع) مشغول نماز

است تعجب کرده و به جبرئیل گفتم: آیا علی از ما سبقت گرفته؟ 

جبرئیل گفت: نه، او علـی نیست بلکه ملکی است که خداوند او را به صورت علـی 

خلـق کـرده است؛ زیـرا ملائکه چون حدیث منـزلت را که در وصف علیـ (ع) است 

شنیدند، مشتاق او و مقام و صورتش شدند و خداوند ملکی را به صورت او بر ای

آنها خلق کرد.  منابع: کشف الغمه و بحارالانوار


تاریخ : چهارشنبه 7 شهریور 1397 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
تمومه لذت عمرم در این است
که مولایم امیرالمومنین است.

Image result for ‫شهادت مولا‬‎

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

آن گاه که شبانه به آسمان برده شدم و میان من و پروردگارم فاصله ای جز به اندازه دو سرِ کمان یا کمتر از آن نبود، پروردگارم آنچه که باید به من وحی کند، وحی کرد و سپس فرمود: «ای محمّد! به علی بن ابی طالب، امیر مؤمنان، سلام برسان، که پیش از او هیچ کس را به این نام ننامیده ام و پس از او نیز کسی را به این نام نمی نامم»


تاریخ : چهارشنبه 16 خرداد 1397 | 05:30 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

از امام باقر(ع) روایت است که فرمودند:
چون این آیه بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد:
 وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبین.
همه چیز را در امامِ آشكار كننده‏ اى برشمرده ‏ایم. (یاسین - 12)
دو مرد در همان مجلس برخاسته و گفتند: 
یا رسول اللَّه! آیا آن امامِ مُبین تورات است؟ 
فرمود: نه . 
گفتند: آیا آن انجیل است؟ 
فرمود: نه. 
گفتند: آیا آن قرآن است؟ 
فرمود: نه. 
در این هنگام امیرالمؤمنین "علی ابن ابیطالب(ع)" وارد مجلس شد، 
رسول خدا فرمودند: 
آن امامِ مُبین این شخص است؛ 
به راستى اوست آن امامى كه خداوند تبارك و تعالى 
عِلمِ هرچیز را در وجود او برشمرده است.
امالی شیخ صدوق


تاریخ : شنبه 11 فروردین 1397 | 06:15 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

 

قضیه دق البـاب

عایشه می گوید روزی با رسول الله (ص) در منزل نشسته بودیم که صدای دق الباب آمد، رسول الله(ص) به من اشاره کرد فرمود: برخیز و ببین چه کسی پشت در است. عایشه می گوید رفتم و پدرم ابوبکر بود و وارد شد، پیغمبر اکرم(ص) همان جای که نشسته بود ، جواب سلامش را داد و گوشه خانه را اشاره کرد و فرمود آنجا بنشین. دومین بار صـدای دق الباب آمد، پیغمبر فرمود: عایشه برخیز و در را باز کن. رفتم و دیدم عمَر پشت در است، وارد شد و به پیغمبـر سلام کرد و جواب شنید و پیغمبـر فرمود: کنار ابوبکر بنشین. عایشه می گوید سومین بار صـدای دق الباب آمد. خودم برخاستم که در را باز کنم رسول الله(ص) فرمود بنشین خودم در را باز میکنم، پیغمبر در را باز کرد و علی(ع) وارد شد پیغمبر لب او، چشم او و گردن او را بوسید و جایی را که خودش نشسته بود به او داد نشست.

تعجب مرا فرا گرفت، پیغمبر فرمود: تعجب نکن، من خودم ارحم الراحمینم و نمی گذارم زنم در را باز کند. اولین بار که در زده شد، جبرئیل نازل شد و فرمود: بنشین ،  دوم بار هم همین طور. سوم بار که در زده شد، برادرم جبرئیل آمد و فرمود: برخیز صد و بیست و دو هزار ملک پشت در درگیرند و دعوا میکنند که چه کسی در را به روی علی باز کند. خودم رفتم و آنها را آرام کردم و در را به روی علی باز کردم.

منابع: (صحیح بخاری ج 2) ، (صحیح مسلم ج3) ، ( ابن حجر عسقلانی ج1) 



تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 06:47 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

روزی حضـرت علی علیه السلام نزد اصحاب خود فرمودند

من دلم خیلی به حال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.

اصحاب پرسیدند چطور؟

مولا فرمودند: آن شبی که بدستور خلیفه  ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای خلیفه به خانه او رفتند چهار کیسه اشرفی به ابوذر دادند تا با خلیفه بیعت کند، ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود، شما دو توهین بمن کردید،  اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید، دوم بی انصاف ها آیا ارزش علـی چهار کیسه اشرفی است؟ شما با این چهـار کیسه اشرفی می خواهید من "علـی" فروش شوم؟ تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی "علی" عوض نمی کنم، آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.

مولا گریه می کردند و می فرمودند:

به خدایی که جان "علی" در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان خلیفه محکم بست، سه شبانه روز بود که او و خانواده اش هیچ نخورده بودند.

مواظب باشیم برای دو لقمه بیشتر؛ در این زمان "علی" فروشی نکنیم.


تاریخ : شنبه 27 خرداد 1396 | 01:32 ق.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات

 زمین ، فرمانبردار امیرالمومنین حضرت امام علی علیه السلام است.

از حضرت فاطمه سلام الله علیها حکایت شده که در زمان خلیفه اول ، در مدینه زلزله ای
واقع شد که مردم ( از ترس و برای کمک خواهی ) به در خانه علی (علیه السلام) آمدند. 
حضرت بیرون آمد و به طرف بیرون شهر مدینه حرکت کرد، خلفای اول و دوم نیز پشت
سر حضرت روانه شدند، حضرت به روی تپه ای نشست،مردم نیز در اطراف حضـرت
نشستند و به دیواره های شهر که از شدت زلزله ، می آمد و می رفت، نگاه می کردند!

علی علیه السلام به مردم فرمودند:آنچه می بینید، سبب وحشت شما شده است؟
گفتند: چگونه ما را به وحشت نیندازد، در حالی که هرگز مانند آن را ندیده ایم.

در این هنگام لب های علی علیه السلام حرکت کرد و با دستهای مبارک بر زمین زد و
فـرمود: چه خبر است؟ (چه می شود تو را ؟) ناگاه زلزله بر طرف شد، مردم از دیدن این
جریان، بیش از حادثه زلزله تعجب کردند، حضرت فرمود: آیا از این کار من تعجب کردید؟
گفتند: آری، حضرت فرمود: منم آن انسان که خداوند متعال در قرآن فرموده است:
اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها و قال الانسان ما لها، یومئذ تحدث اخبارها.

منم آن انسان که روز قیامت به زمین می گوید: چه خبر داری؟ و زمین به من سخن گوید
و اعمال بندگان را برای من مشروحا بیان می کند.  
( بحار ، علل الشرایع ، دلائل الامامه )



تاریخ : یکشنبه 21 خرداد 1396 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات


آقای قدس می گوید: 

روزی آقای بهجت در رابطه با بزرگواری و اغماض ائمه اطهار صلوات الله علیهم فرمودند:

در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانه فرات و دجله آبادیی است به نام «مصیب»، که مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السلام از آنجا عبور می کرد و مردی از اهل سنت که در سر راه مرد شیعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون میدانست وی به زیارت حضرت علی علیه السلام میرود او را مسخره میکرد.

حتی یک بار به ساحت مقدس آقا جسارت کرد، و مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون خدمت آقا مشرف شد خیلی بی تابی کرد و ناله زد که: تو می دانی این مخالف چه می کندآن شب آقا را در خواب دید و شکایت کرد آقا فرمود: او بر ما حقی دارد که هر چه بکند در دنیا نمی توانیم او را کیفر دهیم. شیعه می گوید عرض کردم: آری، لابد به خاطر آن جسارتهایی که او می کند بر شما حق پیدا کرده است؟! 

حضرت فرمودند: بله او روزی در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه میکرد، ناگهان جریان کربلا و منع آب از حضرت سید الشهدا علیه السلام به خاطرش افتاد و پیش خود گفت: عمر بن سعد کار خوبی نکرد که اینها را تشنه کشت، خوب بود به آنها آب می داد بعد همه را میکشت، و ناراحت شد و یک قطره اشک از چشم او ریخت، از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی توانیم او را جزا بدهیم.

آن مرد شیعه میگوید:از خواب بیدار شدم،به محل برگشتم، سر راه آن سنی با من برخورد کرد و با تمسخر گفت: آقا را دیدی و از طرف ما پیام رساندی؟! مرد شیعـه گفت: آری پیام رساندم و پیامی دارم. او خندید و گفت: بگو چیست؟ مرد شیعه جریان را تا آخر تعریف کرد. وقتی رسید به فرمایش امام علیه السلام که وی به آب نگاهی کرد و به یاد کربلا افتاد و ...... ، مرد سنی تا شنید سر به زیر افکند و کمی به فکـر فرو رفت و گفت: خدایا، در آن زمان هیچ کس در آنجـا نبود و من این را به کسی نگفته بودم، آقا از کجا فهمید. بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علیاً أمیـرالمؤمنین ولیّ الله و وصیّ رسول الله و شیعه شد.»


تاریخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 | 10:34 ب.ظ | نویسنده : قلب منیب | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید